†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلـتـنـگـی هــا
گـاه از جـنـسِ اشـک انـد و گـاه از جـنـسِ بـغـض ؛
گـاه سـکـوت مـی شـونـد و خـامـوش مـی مـانـنـد
گـاه هـ ـ ـق هـ ـ ـق مـی شـونـد و مـی بـارنـد . .
دلـتـنـگـیِ مـن بـرایِ تـو امـّـا
جـنـسِ غـریـبــی دارد . . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در سایه درخت... آرمیدن در کنار یکی پروانه...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چقدر خــــــــــــنده دار است . . شـــناسنامه ام را می گویم،امروز نگاهــــش میکردم... صفحه وفاتـــــش سفید است . . .!!! با اینکه سالهاست مــــن مرده ام . . !!!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از اتـــاق خاطـــراتم بوی حـــلوا بلند شــده است
آرام فـــاتــحه ای بــخـــوان...
شـــاید خدا گذشـــته ام را بیــــامــــرزد!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا کوشش من را ثمری در طلبت نیست/یا جذبه در آن زلف گر هگیر نمانده است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یکدم مرا در باغ آغوشت رها کن/چون حجله ی یاس تن تو شاعرانه است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دمی که شعر مرا آوری به لب،مردم/گمان برند که در کار وصف خویشتنی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
قطره ای در صدفش پنهان شد/رفته رفته به صدف مهمان شد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
فکر نمیکردم چوب ِ "صداقت" اینقدر "درد" داشته باشه
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مردی چنگ در آسمان افکند، هنگامی که خون اش فریاد و دهانش بسته بود.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می تراود مهتاب می درخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک غم اين خفته چند خواب در چشم ترم می شکند.
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 1 ساعت و 56 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 9 ساعت و 15 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!