†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چقدر خوب است !.. که اینهمــــه آدم .. همنام تو انــــــــــــد..! حالا هرکـــسی، هر کجـــــــا .. عزیــــز دلش را صـــــــــــــــــدا کند !.. مـــن ناخـــــــــواسته .. به یاد " تــــــــــــــــــــــــ و " می افتم.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قصه ی شهر فرنگی ست ...بیا عاشق باش
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یاد تو با دل من چون باد با زلف های جوانی ام می پریشاند!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بی انصاف با کدام لالایی وجدانت را خوابانده ای
که اینچنین بیخیال ما شدی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو بغض میکنی و من اینجا نفس کم می اورم....
چند بار بگویم
نفسم به نفس تو بند است....
بشکنش.... بغضت را می گویم....
دارم خفه میشم...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رنگـین کمانـم باش در جـلوه ی نداشتـن ها ! آری ، رنگیـن کمانـم باش ! چرا که دورتـر از دوری آســمان ها ، دوســـت می دارمــت ! جوانیــم مال تـو ! خنـــده ات ... خنـــده ات - اما - از آن ِمن !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اينقدر به زندهگيام سرک نکش! کوتاهتر از خوابهاي من ديواري نديدهاي؟!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نگران شب هایم نباش
تنها نیستم
بالشم
هق هق سکوتم
قرص هایم
لرزش دستانم ... همه هستن
تنها نیستم .....................!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رواج بود وفا ، وز پی وفا دیدن/ز دوستان همه راچشم انتظاری بود
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 23 ساعت و 46 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!