†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نی قصهی آن شمع چگل بتوان گفت/نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شبتون آروم و رویایی و آبی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند/ امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
عده ای مثل قرص جوشانند... درلیوان آب که بی اندازیشان طوری غلیان کرده وکف میکنندکه سرمیروند... اما کافی است کمی صبرکنی بعدمیبینی که ازنصف لیوان هم کمترند...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
متضاد عشــــــ ♥ــــــــق نفـــــــــــــــــرت نیست بی تفــــــــــــــــــــــاوت بودن است...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه اینکه نخندم میخندم ... اما به خدا ... تمام این خنده های خام بی خیال ... به یک تبسم کوتاه دیدار تو نمی ارزد ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستهایتـ بـوی تنهـایی می دهـد...غمیـن مبـاش کـ تنهایی درد آدماستـ ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نمـی دانـم چـرا عادتــ فـرامـوش کـاریم شـامـل تـو یـکی نمـی شـود ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـو را حتی بـا سـردی نگاهتـ دوستـ دارم ....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
میترسم کسی بوی تنت را بگیرد نغنه دلت را بشنود و تو .............خو بگیری به ماندنش ... ..چه حس خط خطی و جهنمی ست این احساس حسودی من....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا نیست نگری ره هستت ندهند/ وین مرتبه با همت پستت ندهند
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!