†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدايا ... هيچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بي لياقتي بگه " عشقم "
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آخرین شعر مرا قاب کن پشت نگاهت بگذار... تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد... و بداند... که دل من با توست در همین یک قدمی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام …
به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ،
تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دستِ عشق نشسته بر خیال گردنی که خم نمی شود تعظیمِ سرنوشتـــــــــــــــــ را! ... من این گستاخی را با روزگار میکنم برای تـــــــــو!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو به من می گفتی: «دل تو با دل من همپا نیست» ... تو نمی دانستی دل من ... از غم دیدار تو با آن دگری ... می لنگد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به دروغ گفته ام به خوابم مي آيي تا دمي چشمــهايم پلك برهم بگذارند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو گویی قصه بهر کودک کُرد و بلوچ و لُر/گر از کاووس می گویی و از سهراب فرمایی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یک حادثه یک درنگ اندک در هم /جاری شدن دو رود کوچک در هم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه زيباست نوشتن, وقتي كه مي داني "او" مي خواند ... چه زيباست سرودن, وقتي كه مي داني "او" مي شنود ... چه زيباست جنـــون , وقتي كه مي داني "او" مي بيند
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 4 ساعت و 20 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 15 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!