†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مـی دانم کـه هیچ نمی دانم از طوفـان روزگـار ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در خیالم استراحت کن ...چیزهای ساده پیدا میشود اینجا...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یادت نمیآید که او می کرد روزی گفت گو /می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم را برد ولی امانت دار خوبی نبـود ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من از آوارگـی بـی تـــو بـودن مـی تـرسم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حالا که رفته ای
کل دنیا مرخصی گرفتن که خراب شن روی سرم
چه خوب...
چه خوب که ویرانیم را نمبینی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دردم این نیست که او عاشق نیست.. دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است... دردم این است که با این همه سردی من چرا دلبستم...!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از ماجرای عشقت رو سفید بیرون آمدند، موهایم...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
#ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺴﺘﯽ, ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تنهایی
انتظار
پیاده رو
هر چه دارم طول دارند .
دیگر عرضی ندارم !
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 4 ساعت و 20 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 15 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!