@†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk -----هوس کرده ام که تو باشی.... من باشم و هیچکس نباشد.... آنگاه داغ ترین آغوشها را از تنت و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت بیرون میکشیدم به تلافی تمام روزهایی که میخواهمت و نیستی....
این دل نوشته ها . . . نه ... نه ... ببخــــشــــــید! اين درد نوشت ها . . . نه دلنشين اند نه زيــبا ، اينها يک مشت حــرف زخــــم خورده ي بـغـض دارند که نشاني دردنـــــــــاک ،.............
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 18 روز و 32 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 7 ساعت و 51 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!