مهارت هاي يک مادر ايراني 1- تشخيص دما با نگاه کردن 2- تشخيص بو از 5 تا اتاق اون ور تر 3- تشخيص صدا از 5 تا اتاق اون ور تر زير پتو 4- تشخيص ميزان کثيفي لباسها از طريق بو کردن 5- بلند کردن در قابلمه ي روي گاز ( اصلنم دستش نميسوزه ) 6- انجام حداقل 3-4 کار در عان واحد ) 7- بزرگ کردن 5-6 تا بجه باهم 8- تامين تمام مخارج با حقوق بابا 9- ديدن تمام سريال هاي فارسي وان و جم تي وي 10- انداختن تيکه هايي به فرزندان، مانند خرس گنده و لندهور و امثالها 11- ياد نگرفتن نحوه ي ( نهوه ي- نهوح ي- نحوح ي ) فرستادن اس ام اس 12- حمل طلا، تا جايي که بشه 13- درست کردن کوکو از گوشت کوبيده گرفته تا قيمه ي يه هفته پيش 14- درست کردن انواع دم کني و دستگيره توسط تي شرت و زيرپوش فرزندان و باباي خانوادهبه سلامتي همه مادران عزيز ايراني
@: ) اَمـــَد#اعتراف میکنم یکی از #فانتزیام اینه که مثل #داداش-احمد پستای با محتوا بزنم نوشته هاش خیلی قشنگن کلا پستای طولانی رو نمی خونم اما مال داداش احمد یه چیز دیگست
بابا من نیومدم اینجا جای ِ پای ِ کسی رو #تنگ-تر کنم ... اگه صرفا اینجام به خاطر ِ دوستای ِ که #دوستشون دارم و بس ... پاش بیافته به وقتش #عاشق هم میشیم اما مث ِ بابامون ... #شایعه چیز ِ خوبی نیست ... نسازید خراب میشه رو سر ِ خودتون ... واسه من باد ِ هواست ... ظرفیت رو بابام کوک کرده تا تهش ... اَمـــَد
#بفرمایید داخل ... #سفره رو روی ِ اُپن ِ آشپزخونه پهن کردم ... #مسعود و #علی خواهشن مهمون های عزیزمون رو دعوت کنید داخل خب .!.!.! ( کپی و پیستی ها را نهار نمیدیم فقط #برنج خالی میدیم !!! ) ( اون برنج ، اون ترشی که تزئینش کردم به #سفارش داداشم #مصطفی ... اون #نوشابه رو به خاطر #امیر ... ای بابا تعارف نکنید دیگه وردارین دیگه #برنج با مرغ کنتاکی دست پخت ِ اَمـــَد !!! لینک [لینک]
#سپاسگزارم از تک تک ِ #نگاه-های قشنگتون که شیرین بازی های ما را تحمل کردین تا این لحظه ... #قول میدیم دیگه این همه #آدم رو یه جا جمع نکنیم ... #دوست ندارم اینجا که همه با هم دوستیم ، کسی ازم #دلخور شه ... به خاطر ِ چند تا نوشته ... و اینکه هیچی ... همین . با تشکر از نظرهای ِ شیرین ِ تون ... اَمـــَد
#رهگذری بود که هر روز از کنار ِ دیوار ِ کوتاه ِ دلم میگذشت ... آن روز بر حسب ِ اتفاق خوب ِ زندگی #بوسیدمش ... هنوز هم #لبهایم شیرینی ِ محض ِ چهره اش رو میدهد ... اَمـــَد
سلام با صدای شورانگیز خرداد / قراره شکل کنار هم بودنمون رو عوض کنیم / قراره با هم ببینیم با هم بخونیم با هم حرف بزنیم و با هم لذت ببریم / میخایم خوب فیلم ببینیم خوب نگاه کنیم خوب ریز شیم خوب لمس کنیم و فیلم نگاه کردن رو یاد بگیریم از هم / قراره کنار هم هر هفته یک فیلم رو معرفی کنیم / فیلم چهارشنبه شب معرفی میشه و دوستان تا یکشنبه شب هفته بعد وقت دیدن فیلم رو دارن / از شنبه همان هفته شروع میکنیم نقد های شده توسط صاحبنظران فیلم و سینما رو میزاریم که این روال تا دو روز ادامه داره و در آخر از سه شنبه تا چهارشنبه هفته بعد از نظرات شما عزیزان و بحث و حرف و نقد هاتون نسبت به فیلم هفته در پستی جداگانه استفاده خواهیم کرد /// ( فیلم دیدن تنها نگاه کردن نیست بلکه پس از نگاه کردن رفتن و خواندن نقد هاست / توی این نقد ها ما به صحنه ها سکانس ها و لحظه هایی پی میبریم که بی توجه رد شدیم از کنارش )
یه #حرفایی هست که نمیشه گفت ... نه واسه اینکه کسی میفهمه نه ... واسه اینکه ارزش ِ شنیدن و خوندنش رو فقط تعداد ِ اندکی از #دوستای ِ ناب دارند ...
خوبی این #دنبالر این بود تونستم تنهایی مُ باهاش قسمت کنم ...
#حرف ، #واژه بعضی وقتا غوغا میکنه اگه بلد باشیم کنار ِ هم درست بچینیم ...
خوشحالم که #دوستان ِ مهربون و با شخصیتی مث ِ امیر ، رضا ، مصطفی ، باران ، آوا و ... خلاصه خیلی زیاد میشن !!! خوشحالم همین ... : ) ممنونم به خاطر ِ نوشته ِ قشنگ و شیرینت #آوایـــیـــ
غمی به دل دارم...
13 سال و 22 روز و 21 ساعت و 23 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 19 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 15 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 14 روز و 15 ساعت و 29 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 3 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!