لحظه های ناب کودکی در پیچ و خم زمانه گم شد...دوستانم را روزگار گرفت...عشقم را عاشقی دیگــر ربــود...خدایم را خدا کشت...ما ماندیم و سیگاری کنج لب ...تلخی چای بدون قند ... خش خش برگهای زیر پا ...ما ماندیم و پوچی لحظه ها و نامردی روزگار ... و در آخـــر " زنده باد مــــرگ " @sahar@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿@بـــΔــــیرا
تو این ی ِ سال و خورده ای که اینجا بودم با خیلی ها تون گفتیم و خندیدم و گذشت ... الان که دارم اینا رو می نویسم خیلی زود داره میگذره ... واسم خیلی #دعا کنید ی ِ راه ِ سخت رو در پیش دارم ب ِ اسم ِ #زندگی ...
دیدگاه رو می بندم تا دوستانی که دیر به دیر میان هم بخونن : ) خوشحالم که با بهترینا دنبالر دوست بودم : )
امیدوارم بازم بشه برگردم نمی دونم کی شاید اومدم شاید هم جا موندم از قبیله ...! همین .
روز و شبی که من نیستم هم واسه همتون خوب بگذره و بر وقف ِ مراد ِ دلتون ...
این منم ! دختری که هر کسی می بیندش هوس برش می دارد .......... که دنیای شادی هایش را با خود قسمت کند! ...دختری که خنده از لبش نمی رود سراسر انرژیست ولی کسی نمی داند دخترک درد دارد می کشد. دخترک زخمیست ! شاید همین روزها باشد که بمیرد ولی نمی خواهد کسی غمگین شود. لب می بندد و حرفی از خودش نمی زند............... فقط گاهی می آید اینجا و چند سطری می نویسد و آرام گونه هایش خیس می شوند................. کسی نمی بیندش! و هیچ گاه هم کسی او را نخواهد شناخت!........ حتی تویی که او عجیب عاشقت شده هم از نوشته هایش باخبر نخواهی شد!
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 18 روز و 3 ساعت و 54 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!