Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
دلم قلمرو جغرافياي ويراني است *هواي ناحيه ي ما هميشه باراني است* دلم ميان دو درياي سرخ مانده سياه* هميشه برزخ دل تنگه ي پريشاني است*مهار عقده ي آتشفشان خاموشم* گدازه هاي دلم دردهاي پنهاني است* صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد* درون سينه ي من انفجار زنداني است* تو فيض يك اقيانوس آب آرامي* سخاوتي،كه دلم خواهشي بياباني است!
Jangal
شاخه ها تن به تقاضاي شکستن دادند*** برگ ها يک به يک از شاخه به خاک افتادند*** باز موسيقي تار شب و قانون سکوت*** بادها باز هم آواز عزا سر دادند... «دیدگاه»
Jangal
دلی چون مو بغم اندوته ای نی... زری چون جان مو در بوته ای نی... بجز شمعم ببالين همدمی نه ...که يار سوته دل جز سوته ای نی
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 42 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 30 دقيقه قبل