Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
یادمون باشه وقتی میگن هر روز عاشورا و هر جا کربلاست واسه اینه که امروزم ماها یه کارایی میکنیم که وقتی امامون میاد و میگه آیا مرا میشناسید ؟ گوشامون کرَ میشه... وقتی میگه من پسر فاطمه ام بی غیرت میشیم... یادمون باشه کربلای یکی مون شهوته... عاشورای یکی قدرته ... یکی دروغ ، یکی ربا... یکی جایی از دین رو خواستن و جایی رو نخواستن... هواسمون به حسین (ع) باشه ... هواسمون باشه چرا نیومده... هواسمون باشه چرا نمیاد...
Jangal
در این دورهی سکوت است که مقداری ترجمه میکنم، به قصد فنارسه (فرانسه) یاد گرفتن. از «ژید» و «کامو» و «سارتر». و نیز از «داستایوسکی». «سهتار» هم مال این دوره است که تقدیم شده به خلیل ملکی. هم در این دوره است که زن میگیرم. وقتی از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد، کوچکش را در چاردیواری خانهای میسازی. از خانه پدری به اجتماع حزب گریختن، از آن به خانه شخصی و زنم سیمین دانشور است که میشناسید. اهل کتاب و قلم و دانشیار رشته زیباییشناسی و صاحب تألیفها و ترجمههای فراوان و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم که اگر او نبود، چه بسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر درنیامده؟) ...
Jangal
امروز یکی از رفیقای قدیمیمُ دیدم... تازه ازدواج کردِ... باز کرده بنای درد و دل رو... که اره این مشکل هست، اون مشکل هست... فقط باس بهش میگفتم همینه دیگه، زندگی همینه... همه همینجوری ان... بعد برگشته بهم میگه پس چرا خواهر من اینجوری نیست... اونم با من ازدواج کرد دیگه... تو دلم میگم آخه رفیق من اون موقع که بهت میگفتم عجله نکن، میگم اینا آتیش عشقه ، میگفتی «نه... اون دفعه قیل بود که عاشق بودم حالیم نبود»... خلاصه هیچی کلی دلم براش سوخت...
Jangal
توسط پیامک
یه دوره آموزشی نامردی لازم دارم ، به همراه آموزش رموز آن.
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 43 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 34 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 32 دقيقه قبل