دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Jangal

خیلی محرمانه درباره »
Jangal
مرد - متاهل
امتیاز: 11691

دنبال‌شدگان

(1387 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1049 کاربر)

گروه‌ها

(206 گروه)

بازدید

Jangal
Jangal

گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول

Jangal
Jangal

چمعه....(دیدگاه)

Jangal
Jangal

بعد از مدتها تلوزیون دیدم حال کردم شبکه 3 رو داشته باشید...

Jangal
Jangal

سلامممممممممممممممممممم (بعد از روز ها دوباره اومدم دنبالرررررررررررررررر)

الهه
الهه

دلم گرفته

Jangal
Jangal

دلم گرفته نا جور... راسته میگن پنج شنبه ها آدم دلش میگیره ...

Jangal
Jangal
در copy-paste

متن كامل سه خاطره جالب زندگي عزت‌الله انتظامي از زبان خودش عزت‌الله انتظامي در مراسم جشن تولد 87سالگي و رونمايي از تمبر يادبودش خاطره‌هاي شيريني از زندگي‌اش تعريف كرد. به دليل جذابيت لحن شیرین و خودمانی آقاي بازيگر اين خاطره‌ها را با همان لحن محاوره‌ای و دوست‌داشتنی او و تا حد امکان بی کم و کاست نقل مي‌کنيم:

Jangal
Jangal

داستان کوتاه و عاشقانه«ديدگاه»

Jangal
Jangal

«شهاب مقربین»

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! //آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!

Jangal
Jangal

قيصر امين پور

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ساحل افتاده گفت : « گر چه بسي زيستم هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم .» موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت : « هستم اگر مي روم گر نروم نيستم . » ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ موج ز خود رفته رفت ساحل افتاده ماند . اين، تن فرسوده را، پاي به دامن كشيد؛ و آن سر آسوده را، سوي افق ها كشاند . *** ساحل تنها، به درد در پي او ناله كرد: - (( موج سبكبال من، بي خبر از حال من، پاي تو در بند نيست ! بر سر دوشت، چو من، كوه دماوند نيست ! « هستم اگر مي روم » ! خوشتر ازين پند نيست . بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست . )) *** ناله خاموش او، در دلم آتش فكند رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ اي دل انديشمند ؟ گفت : - (( به پايان راه، هر دو به هم مي رسند ! )) عمر گذر كرده را غرق تماشام شدم : سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم، زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم ! شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛ اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
SAFFAT (38)kk.JPG Jangal

انقدر دلم مي خواد...

Jangal
Jangal

من سال‌های سال مُردم تا اینكه یك دم زندگی كردم تو می‌توانی یك ذره یك مثقال مثل من بمیری؟

Jangal
Jangal

يه 19.32 يه 12.2هورااااااااااااااااااا ذوق دارم