روزی که...... آیینه حق نداشته باشد ، با چشم ها دروغ بگوید...دیوار حق نداشته باشد،بی پنجره بروید... #آن روز ...دیوار باغ و مدرسه کوتاه است...تنها... پرچینی از خیال...در دور دست حاشیه ی باغ می کشند... که می توان به سادگی از روی آن پرید...
به من نگفت... به وحید گفته بود... وحید از من پرسید... گفتم خبر ندارم ولی گفته بود می خواد 1/2روز بیاد بره... احتمالا میاد زود میره ... عیدم که می خواد خارج بره
خدایا امیدوارم کمبود هایم را با اَداهایم جبران نکنم... با کلماتم...با مظلوم نمایی هایم...خدای به من عبور از روز ها را بیاموز... خدایا تنها بودن و ماندن را بیاموز... #خدایا-با-شرف-تنها-بودن-را-بیاموز ...
تو اتاقم 3تا ساعت هست که فقط یکیشونو تنظیم میکنمو هواسم بهش هست... چند روز پیش دادشم یه ساعت دیگه آورد... من باطریشو برگردوندم که کار نکنه... اما اون دوباره درستش کرد... دقیقا با ثانیه شمار اون ساعت اصلیه هماهنگه... فقط ثانیه ها رو مثل #پتک به افکارم میکوبه... فقط درد رو به رخ میکشه... هر ثانیه
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 52 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 49 دقيقه قبل