Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
امروز با بچه ها بیرون بودیم... بعد از این که خداحافظی کردیم بکس رفتن ما دو نفر موندیم... موقع جدا شدن ما ها یه هو دیدیم سدای جیغ و داد یه دختر 21/22 ساله میاد رفتیم جلو دیدم یه پسره داره هِی جلو دختره رو میگیره... اول فکر کردیم برادری... شوهری چیزیه...
Jangal
وقتی تو دنیا انگیزه ای نیست... باید به دنبال خلق انگیزه واسه زندگی کردن بود... باید آرزو ساخت و برای رسیدن بهش روز ها رو گذروند...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 38 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 26 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل