Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان***ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
Jangal
درسال صرفه جویی لبخند*** پروانه های رنگ پریده*** روی لبان ما پر پر زدند*** لبخند ما به زخم بدل شد*** و زخمهایمان تا استخوان رسید***و بوسه هایمان پوسید ***ما لبخند استخوانی خود را*** در لا به لای زخم نهان كردیم*** صد سال آزگار ماندیم*** و زخمهای خشك ترك خورده را در متن لایه های نمك خواباندیم*** اما*** در روزهای ریخت و پاش لبخند*** قصابكان پرواز ***و كاسبان رسمی پروانه دار*** لبخندهای یخ زده خویش را ***بر پیشخوان خود به تماشا گذاشتند
Jangal
تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد... بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
Jangal
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد ***و برف ناامیدی بر سرم یکریز میبارد
Jangal
آيينه ي حق نما ، دل خسته ي ماست*** برهان حقيقت ، دهن بسته ي ماست*** آتكس كه درست ، حق و باطل بنوشت*** نوك قلم و خانه ي بشكسته ي ماست
Jangal
«پیوند میکنی ... پروا مکن زرعد...پروا مکن زبرق که بر جایی ای درخت...سر برکش ای دمیده که همچون امید ما...با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت» *** سیاوش کسرایی***
Jangal
صدای سم اسب ها در این پاییز برفی، چه میکند بر این قلب پاره پاره ی ما...
Jangal
با بَط می گفت ماهیی در تَب و تاب...باشد که به جوی رفته باز آید آب...بط گفت که چون من و تو گشتیم کباب...دنیا پس مرگ ما چه دریا چه سراب
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 42 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 47 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبل