Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
يار است و عجب عزيز ياريست ...از من به بر تو يادگاري است
Jangal
اگر روزی نوشتی سرگذشتی... اگر از این تلخی تنهائی نوشتی
Jangal
دلارام در بر دلارام جوي ...لب از تشنگي خشک بر طرف جوي
Jangal
درد عشقی کشیدهام که مپرس ...زهر هجری چشیدهام که مپرس
Jangal
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود...رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
Jangal
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم... از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
Jangal
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار... مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد...
Jangal
من چه میدانم از ، حس پروانه شدن ؟! من چه میدانم گل ، عشق را میفهمد ؟ یا فقط دلبریش را بلد است ؟!
Jangal
دلم می خواد بشینم یه جایی که آب یخ از بلندی بریزه رو سرم... نیاز دارم
Jangal
درسته که میگن حریف هرچه نیرومند تر،مبارزه شیرین تر، ولی خو یه برنامه ی تمرینی هم بده بدونیم چجوری باس واسه این زندگی تمرین کنیم... حرف دیگه ای ندارم...
Jangal
کوله بر پشت و سجاده در پيش ...جاده در پيش رو، جاده در پشت... مهر پايان مرداب در دست ...حکم آغاز توفان در انگشت
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل