Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
انگار حباب را تماشا کردیم....یا رقص سراب را تماشا کردیم...در پرده نه طرحی و نه تصویری بود...تنها خود قاب را تماشا کردیم
Jangal
توسط پیامک
تا دیروز واسه ساحل تقلا می کردم،اما امروز از شنا کردن لذت می برم... ترجیح می دم در اثر خستگی بمیرم تا خفگی...
Jangal
باید دَم تمامی دَر ها را دید... باید هوای پنجره را داشت...زیرا بدون رابطه... با این هوا... یک لحظه هم نمی شود اینجا
Jangal
«چقدر خوبه که زمستون من،کوچه،باغ و تو رو با هم گرفته... حداقل تنها نیستم...» ... این ها رو امشب آسمون میگفت... بغلش که کردم کلی کریه کرد...
Jangal
و نگوییم که شبتاب ندارد خبر از بینش باغ...
Jangal
توسط پیامک
کوچه ها،قدم ها،دلتنگی ها،فکر های کودکانه،استوره های خیالی...چه خاطره هایی هست تو این کوچه های قدیمی
Jangal
رفتم ،آمدم،می روم ،می آیم،می آیم،می آیم،می آیم...
Jangal
شبتون خوش... فردا هم کلاس دارم... ذره ای اعصاب اما ندارم
Jangal
از تمام رمز و راز های عشق... جز همین سه حرف... جز همین سه حرف ساده ی میان تهی... چیز دیگری سرم نمی شود... من سرم نمی شود ولی... راستی دلم که می شود
Jangal
ماهیان ندیده غیر از آب... پرس پرسان زهم که آب کجاست؟
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل