Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
به سراغ من اگر می آیی، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو همان طور که دلت خواست بیا
مثل سهراب دگر
جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بر دارد،
جنس آهن شده است چینی نازک تنهایی من
تو فقط زود بیا
Jangal
وقتی از کوچه ی شما می گذرم دردهایم بیدار تر می شوند خانه شما را من ساختم با ملات دردهایم و پینه های دستان کوچکم اثر انگشت من هنوز روی تک تک آجر ها هست! ببین آیا کسی از تورم دست های من به تو چیزی گفته است؟
Jangal
مدتي شد كه در آزارم و ميداني تو ...به كمند تو گرفتارم و ميداني تو... از غم عشق تو بيمارم و ميداني تو ...داغ عشق تو به جان دارم و ميداني تو... خون دل از مژه ميبارم و ميداني تو... از براي تو چنين زارم و ميداني تو
Jangal
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت لیک شعری نسرود.نه که معشوقه نداشت.نه که سر گشته نبود سالها بود که دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود!!!!!
Jangal
موج اگر می دانست که ساحل دستش را نمی گیرد هیچ گاه برای رسیدن نفس نفس نمی زد
Jangal
دلتنگم از این قابهای مضحک بی روح لبخندهای خشک احوالپرسیهای معمولی چشمان من تصویری از جنس تو میخواهد
Jangal
تمام این پستهائی که می بینین چه فلسفی،چه فکاهی،و.... تا قبل از اختراع ...(بیــــــــــــــــــبـــــــ)... پشت در دستشوئیهای عمومی نوشته میشد
Jangal
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند.... نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست...؟
Jangal
چرا دنبالر واسه من بالا نمیاد ؟
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 48 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 50 دقيقه قبل