maryam santor
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، دیوانه هیچ نداشت و گریست، گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید، اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است...
maryam santor
خمودگی پشتت سپیدی مویت بی رمقی چشمانت زمختی دستانت هیچکدام آرامش آغوشت را کم نمیکند ای کاش بازهم آغوش میگشودی و باچشمانت مرا به میهمانی بوسه هایت دعوت میکردی وبانفسهایت جان تازه ای به کالبدم میدمیدی آنچنان مرا به سینه ایت میچسباندی که صدای قلبت گوشم را پرمیکرد کاش بازعاشقم میشدی...
maryam santor
بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است...
maryam santor
عشق راستين، شادمانیاش در بخشيدن است، نه ستاندن...
maryam santor
امروز هم دلم از نبودت درد میکرد. پشیمونم از رفتنت... پشیمون... میفهمی؟؟؟ کاش برگردی... ...چقدر خوش خیالم.
maryam santor
کــــــاش داشتــــنـــــت بــــه راحتـــــــی دوستـــــ داشتــــنـــــت بــود ... !
maryam santor
وقتی تو گریه میکنی ، ابرای دل نازک شب ، آبی میشن برای تو ستاره ها میسوزنو ، مثل یه دسته رازقی ، پرپر میشن به پای تو وقتی تو گریه میکنی ، غمگین میشن قناریا ، بد میشه خوندن براشون پروانه ها دلگیر میشن ، نقشو نگار میریزه از رنگین کمون پراشون وقتی تو گریه میکنی ، شک میکنم به بودنم ... پر میشم از خالی شدن ، گم میشه چیزی از تنم اسیر بی وزنی میشم ، رها شده تو یک قفس ... کلافه میشم از خودم ، خسته میشم از همه کس...
maryam santor
یک شب ز ماورای سیاهی ها چون اختری بسوی تو می ایم بر بال بادهای جهان پیما شادان به جستجوی تو می ایم سرتا بپا حرارت و سرمستی چون روزهای دلکش تابستان پر میکنم برای تو دامان را از لاله های وحشی کوهستان یک شب ز حلقه که به در کوبم در کنج سینه قلب تو می لرزد چون در گشوده شد تن من بی تاب در بازوان گرم تو می لغزد دیگر در آن دقایق مستی بخش در چشم من گریز نخواهی دید چون کودکان نگاه خموشم را با شرم در ستیز نخواهی دید یکشب چو نام من به زبان آری می خوانمت به عالم رویایی بر موجهای یاد تو می رقصم چون دختران وحشی دریایی یکشب لبان تشنه من با شوق در آتش لبان تو میسوزد چشمان من امید نگاهش را بر گردش نگاه تو میدوزد از زهره آن الهه افسونگر رسم و طریق عشق می آموزم یکشب چو نوری از دل تاریکی در کلبه ات شراره میافروزم آه ای دو چشم خیره به ره مانده آری منم که سوی تو می ایم بر بال بادهای جهان پیما شادان به جستجوی تو می ایم...
maryam santor
اگر خود را برای آینده آماده نسازید بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید . . .