maryam santor
ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد .. بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود .. دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد آدمـ را خفــه کننــد...
maryam santor
امان ازچشمانم که حتی وقتی بسته است بازهم تورا می بیند... امان ازدستانم که حتی وقتی قهراست باز تورامی خواهد... امان از احساسم که حتی وقتی دلگیراست بازدلتنگ تومی شود ...امان ازقلبم که حتی وقتی شکسته است بازبرای تومیتپد ........
maryam santor
چگونه بگویم عشق منی؟...چگونه بگویم همه کسم شده ای چگونه بگویم که بند بند سلولهایم خواستنت را - عشقت را-نیاز به دیدنت را-حتی بوئیدنت را فریاد میزنند عشق من به چشمانم نگاه کن -صدای نفسهایم را بشنو-خواهش دستانم را لمس کن-آتش لبانم راحس کن تمام من تورامیخواهد تمام تورا
maryam santor
عَرضه که زیاد میشه قیمت پایین میاد؛........هیچ وقت خودت رو زیاد عَرضه نکن ......
maryam santor
مقدس ﺗﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎ ، ﻧﻪ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻧﻪ ﻭﺍﺗﯿﮑﺎﻥ ، ﻧﻪ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﻧﻪ ﺗﺒﺖ ... ﺑﻠﮑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ !!!
maryam santor
آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد، بی آب دو هفته بی هوا چند دقیقه،،،...بی"وجـــدان"، خـیلی ................. متاسفانه خیلی .
maryam santor
درویش کوچه های تنهاییم ، کاسه گدایی مرا ، سکه ی نگاه توکا[!]ت .........
maryam santor
جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام “زندگی ام”
maryam santor
بين لبان تو و چشمان من واژه هاي سکوتيست که زمين تو را با آسمان چشمانم گره مي زند جنون که مي گيرم و چشمانم که خيس ميشوند جنون مي گيري و آباديه زمين ات را به عصيان مي تکاني ...
maryam santor
روزی گنجشک ها را رنگ میکردند وبه جای قناری می فروختند... این روزها هوس رارنگ میکنند وبجای عشق می فروشند... انروها مال باخته میشدی.. این روزها دلباخته...
maryam santor
آدم کار خوبی کرد . اگر او در بهشت می زیست و شورش نمی کرد و میوه ی درخت دانش را نمی خورد ، اگر که شخص مهمی می ماند . اگر که بی اراده می ماند . اگر که بی عاطفه و مرده می ماند . .. او کار خوبی کرد . او بیرون آمد . او ریسک کرد . او شهامت نشان داد . او به خاطر آزادی ، بهشت را از دست داد. و این برای هر کسی رخ می دهد . و جامعه هنوز این پدیده ی ساده را درک نمی کند ...
maryam santor
زماني كه انسان قادر به نه گفتن نباشد،آریه او بي معني است...