OMID
تمام عمرم برایش دعا کردم که به آرزویش برسد ، خوشحال آمده و میگوید : دارم میروم میگویم : کجا؟ میگوید : به آرزویم رسیدم ، آن ور دنیا ، حال نمیدانم رفتنش تقصیر من است یا خودش
OMID
ﺧﯿﻠـﯽ ﻭﻗﺘـﻪ ﺩﻟـﻢ ﺗﻨـﮓ ﺷـﺪﻩ ﻭﺍﺳـﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑـﻬﺶ ﺑـﮕﻢ: ۷ ﺻﺒـﺢ ﺍﮔـﻪ ﺑﯿـﺪﺍﺭ ﺑـﻮﺩﯼ ﺑﯿـﺪﺍﺭﻡ ﮐـﻦ … ﺍﮔـﻪ ﺭﻓﺘـﻢ ﭘـﺸﺖ ﺧﻄﺶ ﻗـﻄﻊ ﮐﻨـﻪ ﻭ ﺑـﮕﻪ : ﺟﻮﻧـﻢ … ﺍﮔـﻪ ﺑـﺎﻫﺎﺵ ﻗـﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘـﻢ ﺯﻭﺩﺗـﺮ ﺍﺯ ﻣـﻦ ﺑﯿـﺎﺩ… ﯾﻮﺍﺷﮑـﯽ ﺍﺯ ﺗـﻠﻔﻦ ﺧﻮﻧـﻪ ﺑﺰﻧـﮕﻪ ﺑــﻬم… ﺩﻭﺳﺘﺎﺷـﻮ ﺑﭙﯿﭽﻮﻧـﻪ ﺑـﺨﺎﻃﺮ ﻣـﻦ… ﻣـﻨﻮ ﺑـﺎ ﺗﻨــﻬﺎﯾﯿﺎﻡ ﺗﻨــﻬﺎ ﻧـﺬﺍﺭﻩ… ﺧﯿﻠـﯽ ﻭﻗﺘـﻪ ﺩﻟـﻢ ﺗﻨـﮓ ﺷـﺪﻩ…
OMID
و چه لذتی است در تنهایی باور نداری ؟ از خدا بپرس . . .
OMID
بعد از تو مدتهاست مجازی زندگی می کنم مجازی می خندم ،مـجازی شادم،مجازی تنها نیستم امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ................ واقـعی تنـهام واقعی اشک میریزم واقعی درد میکشم واقعی...
OMID
بـرای دلخــوش كردن هیچكــس ، چیزى نگویید كه بعدها .... دلیل ِ دلتنگیــش شود ...
OMID
روزی من دیگر خواهم نبود و تو دلتنگ از نبودنم بودن هایم را بی قراری خواهی کرد
OMID
چه سخته درجمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن ؛ به چشم دیگران چون کوه بودن ولی درخود به آرامی شکستن...
OMID
زندگی ساده است ؛ به سادگی نبودن تو و به سادگی شکستن من …
OMID
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
OMID
می خواستم بمانم ، رفتم … می خواستم بروم ، ماندم … نه رفتن مهم بود و نه ماندن ؛ مهم من بودم که نبودم …
OMID
گفت چگونه ای ؟ گفتم حال خودت را از من می پرسی ؟ کدامین تو ؟ من سراپا توام !
OMID
تیغ روزگار شاهرگ “کلامم” را چنان بریده که سکوتم “بند” نمی آید …