OMID
درد می کشم ، درد ! هم تلخ است هم ارزان هم گیراییش بالاست ! هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود ، اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که ماندنی نیست ، همین . . .
OMID
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف … لرزشی روی میز کنار تختم میفتد … از این صدا متنفر بودم اما … چشم هایم را میمالم … تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی … سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!
OMID
دلتنگی من تمام نمی شود همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگ تر می شوم برای تو …
OMID
گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی … یکی دور می زند اما دیگری باید جریمه شود !
OMID
گفته بودی : یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست. کسی حتی مهم تر از من !!
OMID
تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند / تا که مردیم همگی یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست / نه در آن لحظه که افتاد و شکست . . .
OMID
ای کاش نبودنت را با خود برده بودی
OMID
« یا رب تو به فضل خویش دلشادم کن گشتم ز گنه خراب آبادم کن بگریختم از درگه تو یک چندى بد کردم و بازگشتم آزادم کن»
OMID
عشق مثل عبادت كردن می مونه بعد از اینكه نیت كردی دیگه نباید به اطرافت نگاه كنی . . .
OMID
هیچ گاه به کوچه بن بست ناسزا نگو ... رنج بن بست بودن، برای کوچه کافی است
OMID
گاه می خواهی خط قرمزی بر روی زندگی بکشی که بگویی خسته ای از این همه نشدن ها از این همه جبر و بی قانونی ها که می بینی زمانه فقط ساز خودش را می زند وقتی که انتظار شادی داری غم به سراغت می آید وقتی غمی داری بی هوا شادی غافلگیرت می کند زمانه ساز خودش را دارد گاه هفت روز پشت هم ساز شادی و گاه چهل روز همین طور غمگینت می کند آری زمانه این است مگر به من و تو کار دارد؟ مگر به میل من و توست؟ اصلا ما چه کاره ایم خودش خیاط است می برد و می دوزد کاری ندارد که به اندازه ی ما می شود یا نه کاری ندارد که رنگ و مدلش را دوس داریم یا نه سرخود است و بی پروا نه دلسوزی دارد نه رحم یکه تاز است و ما باید به ساز او بگردیم تا ببینم مقصد نهایی کجاست...
OMID
به دنیاگفتم باوفا کیست؟ گفت آنکس که به یادتوست نه آنکس که کنار توست.