OMID
کاغذهای خط خطی خاطرات مچاله شده کوچه های پر از سکوت لحظه های پر از دلهره این است سهم من از زندگی
OMID
دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردندلتنگ ازبودونبود ازروزایی که همیشه دردندلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گندلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن…
OMID
می روم ولی چمدانم را نمی برم … سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !
OMID
انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیستند ! چشم به راه آمدن کسی می نشینند که اگر بیاید ، ماندنیست …
OMID
تنهایی یعنی وقتی پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی نبود جواب بده ! آهسته گفتم : ببخشید کسی همراه من نیست … من تنهـــــــــــام …
OMID
خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت
OMID
تو را میخواهم … در این جمله اندوهی ست ؛ اندوه نداشتنت !
OMID
سلام دوستان عصر همگی بخیر...
OMID
می خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولی افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستنی نیستند
OMID
کاش کوچیک بودیم !!! وقتی کوچیک بودیم دلامون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهامون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم ، باز کسی حرفامونو نمی فهمه
OMID
“زخم ها” خوب می شوند اما “خوب شدن” با “مثل روز اول شدن” خیلی فرق داره …
OMID
گاه باید خندید بر غمی بی پایان
OMID
من اینجا بس دلم تنگ استاگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور! من به جای هر دویمان دلتنگتم!!!