OMID
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …
OMID
تنها، بی هوایی … آدمی را خفه نمی کند … گاهی، هوایی شدن … آرام آرام … بدون ِ روسیاهی … خاموشت می کند!
OMID
طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده یک … آه! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا، حسی منو از من برد یه سایه شبیه من، پشت پنجره پژمرد
OMID
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛ هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را … روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ، روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که عاشق دیگری می شود !
OMID
از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردند چه کنم؟ گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگار، بالا و پایین بسیار دارد…
OMID
خیلی سخته دلت گیر کنه به قلاب ماهیگیری که دلش ماهی نمیخواد و فقط برای تفریح اومده ماهیگیری…
OMID
مردم از درد نمیآیی به بالینم هنوز مرگ خود میبینم و رویت نمیبینم هنوز بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم شمع را نازم که میگرید به بالینم هنوز
OMID
مردم از درد نمیآیی به بالینم هنوز مرگ خود میبینم و رویت نمیبینم هنوز بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم شمع را نازم که میگرید به بالینم هنوز
OMID
قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشهی عشق قهرمانان را بیدار کند.
OMID
کنارت چقدر حال من بهتره .. از این حالی که این روزا میشه داشت اگه دنیا هر چی که داشتم گرفت .. ولی دستتو توی دستام گذاشت بگو تا کجا میشه همدست بود .. تو راهی که بیراهه همپای ماست تو صبحی که تاریکتر از شبه .. تو این شب که کابوس رویای ماست
OMID
اگه من عاشق دیوار بودم .. ترک میخورد و یه پنجره میشد اگه غم چشامو آینه میدید .. دلش درگیر این منظره میشد اگه تنهاییمو به شب میگفتم .. همه شهرو برام بیدار میکرد اگه با کوه درددل میکردم .. صدامو لااقل تکرار میکرد
OMID
سال گذشته شوهر کارل در یک حادثهی رانندگی کشته شد. جیم که ۵۷ سال داشت داشت در فاصلهی میان منزل تا محل کارش در حال رانندگی و رانندهی دیگر یک جوان مست بود. در این حادثه، جیم در دم جان باخت و جوان مست ظرف کمتر از دو ساعت از بیمارستان مرخص شد. نکتهی ظریف اینجا بود که آن روز، روز تولد پنجاه سالگی کارل بود و در جیب جیم دو بلیط هواپیما به مقصد هاوایی پیدا شد. گویا جیم قصد داشته همسرش را غافلگیر کند که اجل مهلتش نداد و به دست رانندهای مست کشته شد.
OMID
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه … اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت .