OMID
گفتی تا انگشـت های دستت روبشماری برمیگردم، کجایی کــه ازمردم شهرانگشت گدایی مـیکنم …
OMID
از یک جایی به بعد فاصله دیگر دور نیست ، درد است ، نزدیک است !
OMID
اونی که سکته ی قلبی کرده مُرده اونی که سکوت قلبی کرده مُرده تر …
OMID
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش …
OMID
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟ گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر …
OMID
ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ جایی به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمبگردد ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ ! ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !
OMID
اسم : آواره ، شهرت : سرگردان شغل : عاشق ، آرزو : رسیدن به عشقم امید : وصال ، تاریخ تولد : باد خزان وفات : برگ ریزان ، محل تولد : در بغل یار !
OMID
هزار کلمه بر جای خالیت ریختم اما پر نشد ؛ به گمانم جایت بینهایت خالیست !
OMID
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ “ﮔﯿﺮ” ﺑﺎﺷﻪ ، ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ “ﻧﺦ ﮐﺶ” ﻣﯿﮑﻨﻪ …
OMID
من که به هیچ دردی نمیخورم … این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
OMID
به دنیاگفتم باوفا کیست؟ گفت آنکس که به یادتوست نه آنکس که کنار توست.
OMID
درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو ! استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !