OMID
مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت
OMID
ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار از او ، من به فرمان دلم، کی دل به فرمان من است ؟
OMID
تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند / تا که مردیم همگی یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست / نه در آن لحظه که افتاد و شکست . . .
OMID
از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟
OMID
هیچ وقت دل به کسی نبند…چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش 2 تا دل کنار هم جا نمی شن…!!ولی اگه دل بستی,هیچ وقت ازش جدا نشو …!چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی
OMID
ز مهر دوستان در خاطرم یادیست! اگر چه فاصله بسیار ، ارادت همچنان باقیست..!
OMID
همانند پلی بودم برای عبورت به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده من خود فرو میریزم …
OMID
فاصله ها هرگز مانع فراموش کردن بهترین هایمان نمیشود مهم قلبهایمان است که از پشت فاصله ها برای بهترین هایمان می تپد...
OMID
جهان چیزی شبیه موهای توست ، سیاه و سرکش و پیچیده خیال کن چه بی بختم من! ، که به نسیمی حتی جهانم آشوب می شود
OMID
زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز
OMID
بستن زلف رها سنگدلی می خواهد / دل شکستن به خدا سنگدلی می خواهد چون دلت حال مرا دید نپرسید چرا / سنگ ماندن به خدا سنگدلی می خواهد.
OMID
گفته بودی : یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست. کسی حتی مهم تر از من !!
OMID
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد . . .
OMID
از خرابی می گذشتم، منزلم آمد به یاد دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد . . .
OMID
گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری است . . .