OMID
تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ! رفیق داری . . . همدرد نداری ! خانواده داری . . . حمایت نداری ! عشق داری . . . تکیه گاه نداری ! مثل همیشه همه چی داری و هیچی نداری !
OMID
نقــاش خــــوبی نــــبودم... .. اما .. ایــن روزها... .. به لطـف تــــــــــو... .. انـــتظار را .. دیـــدنی میكــشـم
OMID
بنويس اي سنگتراش عاقبت شدم فداش ، بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش
OMID
دلم مثل دیواری می مونه که هنوز ایستاده ، با آجرهایی که تک تکشون شِکَستَن …
OMID
کاش میشد مثل یک “در” به رفتن و آمدن آدمها عادت کنیم …
OMID
آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من … جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد، مثلا آغوش تو ؛ جان میدهد برای جان دادن …
OMID
دل مثل چسب میمونه ، چند بار که بِکَنی دیگه نمی چسبه !
OMID
امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را …
OMID
عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده …
OMID
تمام عمرم برایش دعا کردم که به آرزویش برسد ، خوشحال آمده و میگوید : دارم میروم میگویم : کجا؟ میگوید : به آرزویم رسیدم ، آن ور دنیا ، حال نمیدانم رفتنش تقصیر من است یا خودش
OMID
ردیف را گم کرده ام قافیه را رها آزادِ آزاد درد می کشم …
OMID
خدایا یادت هست ؟ دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام… گفتی اینکه خیلی کمه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار… پامو کوبیدم زمین و گفتم من همینو میخوام گفتی آخه قول اینو به یکی دیگه دادم…
OMID
ایرادی ندارد این شبها که من تورا آه میکشم تو در آغوش دیگری نفس عمیق بکش تا دیوانه ترش کنی…!