OMID
دل من پشت سرت کاسه آبي شد و ريخت کي شود پيش روي تو اسپند شوم؟!؟
OMID
هميشه يكي هست كه درد دلت رو بهش بگي ولي واي از اون روزي كه همون بشه درد دلت
OMID
زير باران راه مي روم آغشته ميشوم به بودن باران هم طعم لبهاي تو را مي دهد
OMID
اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد …
OMID
تیغ روزگار شاهرگ “کلامم” را چنان بریده که سکوتم “بند” نمی آید …
OMID
هیچ هم برای خودش عالمی دارد … وقتی “همه” هایت هیچ میشوند ؛ آن وقت “هیچ” برایت یک دنیاست …
OMID
ببین با من چه کرده اند که تنها درد ، شفای درد من است …
OMID
شعاع درد مرا ضرب در هزار کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
OMID
تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .
OMID
روزگار نبودنت را دیکته میکند و نمره من باز صفر میشود ... هنوز نبودنت را بلد نیستم ...
OMID
چه هق هقی میزند آسمان ! به گمانم او هم مثل من ماهش را گم کرده است !!!
OMID
سیگـــار از آخـــرین پک ... ســـرباز از آخــــرین تیر ... من از آخـــرین نگـــــاه ... همه از تمـــام شدن میترســـیم !!!
OMID
نقــاش خــــوبی نــــبودم... .. اما .. ایــن روزها... .. به لطـف تــــــــــو... .. انـــتظار را .. دیـــدنی میكــشـم
OMID
من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست آرزویم نظری روی تو و دیدن توست من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . .