OMID
ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به این خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم یا نباشم کاردنیا لنگ نیست ، من بمانم یا بمیرم هیچ کسی دلتنگ نیست...
OMID
ﺍﮔﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻨﺪ ﺣﺮﻓﻪ ؟ ﺩﯾﺪﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ !؟!؟! ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭ ﺣﺮﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ : ﺗـــــﻮ …
OMID
ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ ! ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !
OMID
بعضی وقتا انقدر از زندگی خسته میشم که دلم میخواد قبل از خواب ساعتو روی "هیچوقت" کوک کنم ...
OMID
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان … آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …
OMID
بارالها … “زخم”ها ، “رحم” میخواهند … فقط این دو نقطه را بردار …
OMID
انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیستند ! چشم به راه آمدن کسی می نشینند که اگر بیاید ، ماندنیست …
OMID
یه وقتایی هست که هی بیدار میمونی با خودت میگی : الانه که زنگ بزنه الانه که اس بده الانه که … و همین روال ادامه پیدا میکنه تا زمانیکه باورت میشه واقعا رفته …
OMID
چگونه میتوان به تاولهای پا گفت که تمام مسیر طی شده اشتباه بود؟
OMID
گــــــــر تو بخواهي دور مي ايســـــتم چون آخرين چـــــــراغ خيابان امـــــــــــا روشـــــــــن
OMID
گفت چگونه ای ؟ گفتم حال خودت را از من می پرسی ؟ کدامین تو ؟ من سراپا توام !
OMID
کاش میشد مثل یک “در” به رفتن و آمدن آدمها عادت کنیم …
OMID
روزى آرزو داشتم پنجره اى نباشد تا تو را بى واسطه ببینم ، امروز آرزو کردم پنجره اى باشد تا فقط یک بار دیگر ببینمت
OMID
خسته ام از این زندان که نامش زندگیست. پس قشنگی های دنیا مال کیست؟؟؟ باختیم در عشق اما باختن تقدیر نیست. ساختیم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟؟!!