OMID
چشمانم را از گریه به دور داشتم تا غرورم پا بر جای بماند در دل را بستم تا حسرت دوریی نکشد فکر را مشغول کردم تا یاد عشق نکند روزگار رفتنیست مشکل کجاست می توانم بشنوم از صدای باران که می خواند این روزها هم رفتنیست
OMID
کاغذهای خط خطی خاطرات مچاله شده کوچه های پر از سکوت لحظه های پر از دلهره این است سهم من از زندگی
OMID
دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردندلتنگ ازبودونبود ازروزایی که همیشه دردندلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گندلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن…
OMID
اصلا نگران نباش ... جایت خالی نیست ... جایت را درد نبودنت پر کرده است ...
OMID
عمیق تر می بینم بودنهایت را… دلم تنگ است بیا
OMID
آموخته ام که وابسته نباید شد ، نه به هیچکس و نه به هیچ رابطه ای و این نشدنی ترین اصلی بود که من آموختم !
OMID
اگه میگفتی میخوامت ، دلم دیگه غصه نداشت شبا چشام خوابش می برد ، نیازی به قصه نداشت اگه میگفتی میخوامت ، تو دنیا چیزی کم نبود رو خاطرات خوبمون ، هاشور زرد غم نبود
OMID
دلتنگ بودن در کنارتاز جام عشقت،سر کشیدندلتنگ آغوشت،پر از بغضجسم پر از عشق مرا،در بر کشیدنبود و نبودم…هستی منزیباست حتی انتظار دیدن روی تو را،تآخر کشیدن
OMID
قفس داران غرورم را شکستند دل همیشه صبورم را شکستند به جرم پا به پای عشق رفتن پر بال عبورم را شکستند رهایی در امیدم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند
OMID
کاش جای پاییز تو با مهر می آمدی ...
OMID
کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد بدون هیچ خمی بر ابرو اما افسوس که داده را پس نمیگیرد
OMID
می روم ولی چمدانم را نمی برم … سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !
OMID
انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیستند ! چشم به راه آمدن کسی می نشینند که اگر بیاید ، ماندنیست …
OMID
دلتنگ دیدار تو ام ای ماه شهر آرای من، ای چشم های روشنت آیینه ی فردای من دلتنگ دیدار تو ام