OMID
حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش / به که گویم من دلسوخته درد دل خویش . . .
OMID
سالها شد که رخ زرد مرا دوست ندید / بس که خون جگر از دیده روان است مرا . . .
OMID
ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار از او ، من به فرمان دلم، کی دل به فرمان من است ؟
OMID
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد . . .
OMID
خداوندا ، جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست که اینگونه آغاز شود : و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
OMID
دانستی اگر سوز شبانروز مرا / دامن نزدی آتش جانسوز مرا از خنده دیروز حکایت چه کنی / بازآی و ببین گریه امروز مرا . . .
OMID
از خرابی می گذشتم، منزلم آمد به یاد دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد . . .
OMID
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد
OMID
گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری است . . .
OMID
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
OMID
روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود . . .
OMID
دل تنگی عینه اتش زیرخاکستر است گاهی فکرمیکنی تمام شده اما یک دفعه تمام وجودت را اتش میزند………..
OMID
بگو چی شد که قلبت خالی شد از حضورم / مگه باهات چه کردم که میشکنی غرورم بگو چی بود گناهم چی بوده اشتباهم / که اینگونه گذشتی از منو از نگاهم . . .
OMID
زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست و تو بدان عشق فراموش کردنی نیست . . .
OMID
ستاره وقتی میشکنه میشه شهاب، اما دلی که میشکنه میشه سوال بی جواب !