OMID
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشی ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی
OMID
می خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولی افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستنی نیستند
OMID
سرخی چشم کبوتر هیچ دانی چیست !؟ نامه ام میبرد و بر درد دلم خون میگریست . . .
OMID
زندگی ساده است ؛ به سادگی نبودن تو و به سادگی شکستن من …
OMID
می روم ولی چمدانم را نمی برم … سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !
OMID
واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی !
OMID
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ / تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی.. / ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
OMID
کاش کوچیک بودیم !!! وقتی کوچیک بودیم دلامون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهامون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم ، باز کسی حرفامونو نمی فهمه
OMID
در زندگانی به یادسه تن سوختم: 1 اول مادرم كه چشم به اودوختم 2 پدرم كه مردانگی از او اموختم 3 رفیقی كه جزمرام ومعرفت ازش چیزی نیاموختم
OMID
بعضی حرف ها را نباید زد بعضی حرف ها را نباید خورد بیچاره دل چه می کشد میان این زد و خورد !
OMID
“زخم ها” خوب می شوند اما “خوب شدن” با “مثل روز اول شدن” خیلی فرق داره …
OMID
گاه باید خندید بر غمی بی پایان
OMID
من اینجا بس دلم تنگ استاگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور! من به جای هر دویمان دلتنگتم!!!
OMID
کَس نمیداند در این بحر عمیق / سنگ ریزه قیمت دارد یا عقیق من همین دانم که در این روزگار / هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق