OMID
میروم ز دیده ها نهان شوم می روم که گریه در نهان کنم یا مرا جدایی تو می کشد یا تو را دوباره مهربان کنم
OMID
برآنچه گذشت، آنچه شکست و آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد...
OMID
ساکنان دریا پس ار مدتی صدای امواج را نمیشنوند چه سخت است قصه عادت . . .
OMID
چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن . . .
OMID
می نویسم از تو ای زیبای من ، می سرایم از تو ای رویای من ای نگاهت سبزتر از سبزه زار، می نویسم بی قرارم بی قرار
OMID
بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم بی تو من با چشم گریان ، سیل غم برد آشیانم.
OMID
دلم راکه مرورمیکنم تمام ان ازان توست فقط نقطه ای ازان خودم….روی ان نقطه هم میخ میکوبم وعکس تورامی اویزم.
OMID
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد / و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ / چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
OMID
ماجراهایی که با تو زیر باران داشتم ، شعر اگر می شد قریب ۵ دیوان داشتم، ساده از “من بی تو میمیرم” گذشتی خوب من ، من به این یک جمله خود سخت ایمان داشتم.
OMID
عاشق هم شدی… مثل زلیخا سمج باش… آنقدر رسوا بازی در بیار… تا خدا خودش پا در میانی کند…
OMID
باد آورده را باد می برد، قبول تو که با پای خودت آمده بودی دیگر چرا؟
OMID
خدایا دستت را از روی Space بردار… بس نیست این همه فاصله؟
OMID
دیواری ساخته ام از جنس غرور با بافته ای از باورهایم تا در روزهای تنهایی و دلتنگی به آن تکیه کنم . . .
OMID
وقتی بهت خیانت میکنن تنهایی از همه چی بهتره . . .
OMID
دروغ میگفتن که “ها” علامت جمع است ، پس چرا وقتی تن + ها را جمع کردم ، خودم ماندم و خودم ؟