واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
سال 1391 تو تاکسی]
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟…
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم! راننده: این تراول مال کی بود؟
آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!…
این میلیونی رو کی داد؟!
من که گفتم خورد ندارم!…
مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو میآم! روزی صدهزارتومن گرون میشه!
شما دویست تومن گرونش کردین؟! ... ...
راننده: خانوم کرایهش همینه!
قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون.
اینجا تعرفهش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.
یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو میبری بالا!
بده بهش بره. من حساب میکنم! راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات! مسافر درو محکم میبنده، میگه: برو گم شو! داهاتی! راننده یه آهی میکشه
میگه: ببین چجوری جلو این همه مسافر منو سکهی بهار آزادی یه پولم کرد
I'm feeling so happy,do you know why?bcuz I'm so lucky,do u knowhow?bcuz god loves me.do u know how?bcuz he gave me a GIFT.do u know what? it's YOU,MY LOVE
عشق يعني شب نشيني با خدا گفتگو با ناله اما بي صدا عشق يعني پاي کوبي در منا با صفا دل را نمودن آشنا عشق يعني ديدن موسي به طور يک جهان بي ناشدن ازبوي نور
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی