واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی... رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی... ای که بی تو تک و تنهام توی این غربت سنگی ...می دونم بر نمی گردی شدی همرنگ دورنگی... همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود... چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود ؟؟ ...رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشنات رو... واسه من رفتی گذاشتی التهاب لحظه هات رو... حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی... چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی ......
القصه کنار همین دروازه قران آرامگاه #خواحوی-کرمانی (شاعر )هست.اینجا هم پله داره.شیرازیا با پله این کنار میان.چون تعداد پله هاش کنه.اینجا هم شب نماش خیلی قشنگه...
گـمان میـکردم قـانع بـاشی و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی و در آخـر بـگویـی: "میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن!"
سمت چپ عکس رو نگاه کنید.اینجا پارک حاشیه ای چمران هست.ینی این شیرازیا شب و روز هر وقت حوصلشون بشه هر خوردنی دارن میان اینجا میشینن میخورن.حالا بماند که همیشه شلوغه و هیچوقت جای سوزن انداختن نیست.و یه چیز دیگه.همیشه تو جریانات سیاسی هم حرف اول رو میزنه
بعضیها مرد به دنیا میان، بعضیها روزگار مردشون میکنه، بعضیها مرد هستن ولی روزگار نامردشون میکنه به سلامتی اونیکه مردبه دنیا اومده و تواین روزگار نامرد، مرد میمونه .
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی