واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روي خاک افتاده بود! جاي پايش روي دل جامانده بود...
1) گلویش را با تیغ می بریم تا نفس بکشد
2) صبر می کنیم تا یخ آب شود بلکه هنوز زنده مانده باشد
3) در این وضعیت از سشوار استفاده می کنیم
4) آنقدر خجالتش می دهیم تا یخش آب شود
... 5) مکعب مستطیل را به فضل الهی با آب جوش نابود می کنیم
6) فرضتان بسیار فانتزی است و چنین حجمی به هیچ ترتیب از گلو پایین نمی رود
7) اجازه می دهیم در کمال آرامش خفه شده و از شر دنیا راحت شود
8) نگاهش می کنیم
9) مشکل را گوگل می کنیم و دعا می کنیم سر از اینجا درنیاوریم
10) متاسفانه کاری نمی توانیم بکنیم پس موبایلمان را درمی آوریم ، فیلمی از خفگی او تهیه می کنیم و در یوتیوب قرار می دهیم بلکه معروف شویم
11) متذکر می شویم که خدا بزرگ است و می رویم
12) فقط خونسردی خود را حفظ می کنیم
13) بستگی دارد از کدام وجه مکعب را خورده باشد
14) در فاصله ی یک متری ایستاده و قاه قاه به او می خندیم
15) کمی چای در حلقش میریزیم تا حداقل قبل از مرگ یک لیوان "آیس تی" خورده باشد
16) یک قطعه 4x4x3 یخ دیگر وارد گلویش می کنیم تا مکعب اول در هنگام آب شدن تنها نباشد و با هم بازی کنند
17) به صورت آرام و شمرده "اشهد" را با او مرور می کنیم
18) به او سلام کرده و دلیل انجام کارش را از وی می پرسیم اگر دلایلش منطقی بود به هر وسیله ای که شده به او کمک می کنیم و اگر هم منطقی نبود خداحافظی کرده ، با او دست می دهیم و محل را ترک می کنیم تا بمیرد .
مگر چه اشکالی دارد ؟ یک نفر کمتر
شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه... . . . . . . . . . اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!
@آناهیتا وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم!!! کاش کوچیک می موندیم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم باز کسی حرفمون رو نمیفهمه
کسی حرف منو اینجا نمیفهمه.... مرده ، زنده، خواب و بیدار نمیفهمه.... کسی تنهائیمو از من نمی دزده.... حرف ما را در و دیوار نمیفهمه... واسه تنهایی خودم دلم میسوزه... قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 20 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی