والا اون ببخت دكتره ديگه عيسي مسيح هم اگه بود بازمنو تو دوباره مريض ميشديم بعد از 40روز مراقبت دوباره برگشتم سرجاي اول(اين همه خرج ودردسر آخرشم دست دردافتضاح) الان دكتره به خودشم شك ميكنهاگه بدونه وضع مارو تو مطبش رامون نميدهولي باهمه اين حرفا دكتر خوب واست سراغ دارم
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #دو-هفته تا زمان موعود "دوماه و نیم " خوابش مانده ... نمیدانم چه خواهد شد اما خوب میدانم ... تا اینجایش را ... روی #دستهای-خدا ... راه رفته ایم ... "ارکیده"
بله عزیزم ماه من فقط تویی عزیزکرده دل ارکیده
هیچ کس در نظرم جلوه ای نداره
تنها تورو میبینم
بگذرا تمام دنیا مرا صدا کنند
من تمام وجودم
گوش شده تا
یک نفس
نامم از زبان شیرین تو خوانده شود
"ارکیده"
"زیزعا خالهنا مهها اجا ستها , وتا هکا یدونیما نما قطفا روتا یخواما "
دیدگاه اون دلاور به حکم بنده که صاحب پست بودم حذف شد!
ضمنا این عمل بر کاربرانی که مث بعضیا اومدن رو اون پستم انجام وظیفه اجرا میگردد !
یه کاره اومده
سلام ارکیده جان!
ارکیده و مرض!
نمیبینی آقامون عین شیر اینجا وایساده ؟؟؟؟؟؟
#غرق-گریه بودم ... #پدرم از پشت در آغوشم گرفته ... موهامو کنار زده ... آروم سرشو آورده دم گوشم ... با لبخندی و #چشمهایی پر از اشک میگه ... "لبخند تو را چند صباحیست ندیدم --- ای خانه ات آباد بگو #سیب " ... و من ... دوباره هق هق ... ببخش پدر عزیزم ... #دردم در آیه ی "لایکلف الله نفسا الا وسعها" ی خدای مهربان #میگنجد ... اشکهایم #باور ندارند ... "ارکیده"
تصوير لرزش بدنم،
اشك سوخته ام
دل ريش ريشم
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
را چگونه بنمايم...
اينجا فقط مجازيست ووسعش در محدوه الفاظ و تصاوير...
اشكـــــ از براي غصه هاي تو...نفسم سخت تنگ شده است...
به او بگو دیگر شبها #آرام بخوابد ... #تمام-زندگیم را ... به نام آنکه به من زندگی #بخشید ... به او #بخشیدم ... به او بگو ... #مراقب تمام زندگیم باشد ... "ارکیده"
اینجا که نیستم بیقرار و بیتابم ... میام اینجا ... به یه پرو سر میزنم ... #آتیش میگیرم ... به هق هق #گریه میفتم ... #قلبم در حال از جا کنده شدن که میشه ... #نفس هام که به شماره میفتن ... و کسی نیست که #آبعسل برام بیاره ... میرم تو تختمو بالشمو #بغل میگیرمو ... هق هق ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 20 روز و 9 ساعت و 42 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...