دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

من نگاه خــــــــــــــــــــــــدا را لمس کرده ام ... درباره »
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
زن
امتیاز: 3400

دنبال‌شدگان

(521 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(552 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
10.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

... بوی گرفته اند ... این ... اند ... که باشند ... بهانه ی ... میکند ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروزاحساس بي حسيمو پيداش كردم مثل كسي كه يه جاي بدنش درد ميكنه خيلي شديدكه درد امونش بريده بعد اون محلو يا بي حس كننده ميزن يا يه مسكن يه چيزي شبيه اون حسه ولي اون بي حس كننده يا مسكن نميتونم بفهمم احتمال قوي چندتا چيزه...تا حالا همچين حالي داشتين؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

ديشب تو خوابم همش بودي از يه چيز عكس گرفتي(اشك)بعد گوشيتو گذاشتي رفتي من گوشيتو برداشتم5472(اش...) زدم...بعد... اش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

اگه بدوني امروز صبح چيكا كردم... نميگم كه... يه ديوونه بازي از همونايي كه بهم ميگفتي ديوونه...اش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
580330111_orig.jpg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

ديشب خواب ديدم دارم ميرم كربلا سوار اتوبوس شدمو... راستي تو هم رفته بوديااااا! 4:30 صبح از خواب بيدار شدم، حال وهواي خاصي داشت ، كربلا رفتن من آخه خودش داستانيه...نشده بود برات بگم... كاشكي خوابم صحت داشته باشه،كاشكي...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروز صبح دستم درد ميكرد خيلي شيرين بود مثل اولين باري كه درد گرفته بود، تو خيابون انقلاب به سمت آشيه ميرفتيم، الانم درد ميكنه چقد شيرينه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
Siavash-Ghomeyshi-Bi-To-266x300.jpg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروز صبح تو تاكسي قيمشي گذاشته بود(بدبختيم بخدادروديوارداره مارو ميخوره!!) ياد تو بودم كه يه روزي از قميشي تعريف ميكردي من اونروز زياد خوشم نيومد ولي واقعا قشنگه نه بخاطر امروزا! چند وقته خوشم اومده! حالا شعرش :‌دو دریچه دو نگاه دو پنجره /دو رفیق دو همنشین دو هنجره /دو مسافر دو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی /با هم از غروب و سایه رد شدیم غصه ی عاشقی رو بلد شدیم /فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه /دو غریبه دو تا قلبه در به در دو تا دلواپس این چشمای تر /دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین /عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها / آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
ssssvrn6s.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

سلامی دوباره ... امروز بود و من ... کوهی از بر هایم سنگینی میکند ... ببخش که تمام روز اشکی بود ... ببخش که هنوز هم از بغضی سنگین میسوزد ... ببخش که امروز نتوانستم در جشن میلادت باشم ... آقاجان آخر شب آمده ام بگویم ... ... دلی شاد کم دارم ... دلی که اینقدر نباشد ... دارم میشوم ... "ارکیده"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
untitled101.JPG ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

خدا نزدیکترازرگ گردن در قلب توست... تویی که در سردرگمی روزگارت اورا برگزیدی...راه اورا برگزیدی...راهی برگرفته از ایمانت... ودرحقیقت وقتی خداتلاش تو رابرای یافتن حقیقت دید . . . راه را از درونت به تو نشان داد ظریف بگویم: اینکه تو دنبال حقیقت بودی نگاه خدابود و زمزمه اش درگوش تو... خداباتوست وتو باخدایی... چه زیبافرمود: دعای«إلهی لاتَکِلنی الی نَفسی طَرفَة عَینٍ أبداً»پیامبر اکرم (ص) ...اشک

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
ot868ozmx733f1fev4bu.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

در درونم حس میکنم ... شبیه رشد یک درون پیله اش ... ای که ... دور خود کشیده است ... تا از هرآنچه داشت ... هرآنچه بود کند ... تا آنقدر بزرگ شوند ... تا به برسد ... تا ... اوج ... تنها مانده ... من ... یک ... "ارکیده"

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وای از طعنه ی این دیگران ...

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
ba khoda.JPG ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
در میکده

میشد را ... از میان دید ... آنگاه هر زمان که در این زندگی ... میشدیم ... تنها ... کافی بود ... "ارکیده"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
16.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

این خوب میفهمم ... چگونه ... تمام را ... جا گذاشت و کرد ... تا ی مهربان آرزوهایش ... بر رحم آورد ... و جای این ... خوشبختی را برای ... در قرار دهد ... من این روزها ... در حال از روی پله های هستم ... "ارکیده"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
201182515310.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

هایم ... پاره اند و نمیدانم ... کدام ... حال ما را ... به گوش به خاطر نگاه این رنج را به جان خریده ایم ... خواهد رساند ... ... من روزهاست ... نمیدانم ... سرنوشتم را ... چون قایقی ... به دست باد سپرده ام ... ... بادی از جنس ... "ارکیده"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.