جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
چه فرقی می کند ساعت را به عقب بکشم وقتي حسرت هايم تكراريست.... وقتي نگاهت ديگر بر نمي گردد وقتي صدايت ديگر مرا نمي خواند... چه فرقي مي كند اين عقربه ها برگردد وقتي ثانيه به ثانيه اش بي كسي ايست... وقتي چشمان خيره ام سالها براي گذشتن همين دقايق وقت گذشته اند...!!!
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .