✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
تو ،چه می فهمی!حال وروزکسی راکه دیگر هیچ نگاهی دلش رانمی لرزاند..!
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
حراج کرده ام این جان وخوب می دانم/مرابه قیمت ناچیزهم نمی خواهی...
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
وقتی می گویی حالت چگونه است...حالم خوب می شود!!
hadihaji
حــالا کــه رفتــه اي، پــرنــده اي آمــده اســت در حــوالــي هميــن بــاغ روبــرو ! هيــچ نمــي خــواهــد، فقــط مــي گــويــد: کــو کــو .
hadihaji
جایی نمانید که مجبور باشند شما را تحمل کنند جایی بروید که بودنتان را جشن بگیرند . . .
hadihaji
زندگی جریان دارد حتی در جوهر خودکارم که تنها بلد است نام تو را بنویسد
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم به هرحال ممنون ازمشتت...
hadihaji
نقــاش بـاشـے! چـقــدر می گیـرے بیایے و صفحه هاے سیاه دلم را رنـگ کنے؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابے بکشے که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد راستـــــے مـــטּ روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم... نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟
hadihaji
دل من تنگ بلوریست که یک ماهی قرمز دارد یک تلنگر که به این تنگ بلورین بخورد می شکند آبش از پنجره ی چشمانم می ریزد ماهی سینه ی من می میرد! تو که می زنی مکرر به دل نازک من ماهی ام را دریاب! دوست داری که چو تنگی باشم تهی از ماهی و آب؟
hadihaji
قاصدک چرخی زد،خانه را پیدا کرد. بر لب پنجره ارام نشست یک تلنگر.... دو تلنگر.... پنجره باز نشد پشت ان پنجره در تنهایی... در شب سرد زمین... قاصدک یخ زد و مرد.
hadihaji
هنوزم دلم مثل همون دیوارای کاه گلی ای که ساده میفته ... ساده میشکنه ... اما بارون که می باره سفتش میکنه ... سختش میکنه ... سنگش میکنه... درست زمانی که بارون تو رو برام میاره ... عجب حکایتی شده معنا ... اما رفتن پاییز درد عظیمیه که هوس بارون و انار رو تو دلم میزاره تا پاییزی دیگه و انار و بارونی دیگه .
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
(من)مهم نیستم...(تو)هم مهم نیستی..مهم (ما)بود که ازبین رفت....
مزه پرون
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل توسط موبایلویدا
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل توسط موبایلvida na vahid.ye eshtebahi kardim shoma chera
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 30 دقيقه قبلوحید
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایلhala shod
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبل