دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

یه تلخ البته برا خودم>>>>>به اونی که میزاری بهت احترام نمیزاره و اونی که بهت احترام میزاره بهش احترام نمیزاری!

حــامــد
حــامــد

مُخاطبِ ِ من ... . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
untitled.JPG ◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

گفت : شاید ، و تو آرام ...

مصطفی - 229
مصطفی - 229

از سریال مادرانه خوشم نمیاد ولی یه چیزو خوب اومده،: چیزی که مال تو نیست، مالِ تو نیست دیگه، بیخیال شو عزیزم...

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

گوشی عزیز جان عمت ولم کن بذار برم بخوابم :‏(‏‏(‏ خواهش میکنم ازت :‏(‏‏( ‏ خواب و خوراک و زندگیمو ازم گرفتی :‏(‏‏(‏ نذار دعوامون شه زنگ بزنم شرکت نتو قطع کنن : ‏(‏‏(‏ ولم کن غده ی سرطانیه پیشرفته ‏!‏

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

اونقدی که جای خالی بعضی از آدما ناراحت کننده است واسم...

parnian
parnian
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دوست دارم تنها دوستیه که هروقت خواستم بوده و بداخلاقیامو تحمل کرده بدون ذره ای شکایت...!

کوانتوم
کوانتوم
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

نمیدونم چرا بعضیامون موقع خریدن میشیم!حاضر نیستیم بدیم برای !در حالیکه 10 برابر اونو میدیم برای و و و امثال اینها که در بیشتر موارد واقعا نیست! بیاید از خودمون کنیم !

parnian
parnian
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

و حالا نوبت چشمام نمیدونم چرا دارن میسوزن...یه چیزی داره به گلوم فشار میاره دیگه نمیتونم کنترلش کنم..

نیلوبانو ^_^
2013-08-06 23.47.46.jpg نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ینی من عاشق های حیاطمونمیکی بود یکی نبوده

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

رفیقم تعریف میکرد تو صف عابر بانک بوده که نوبتش شد بعد 3تا دختر پشتش بودن عجله دادشتن بعد رفیقم میزاره اینا کارشونو انجام بدن بعد یکی از دخترا به دستاش میگه از این آقا محترم تشکر نکردیم رفیقم مرسی زیر بغلم الان هندوانه گذاشتین کلی میخندن بعد کارشون که تموم میشه یکیشون به رفیقم میگه کاری داشتی به من بگو (منظور شماره دادنه) رفیقم منظور طرف نمیگره میگه باشه داشت واسم تعریف میکرد به طرز فجیعی خودزنی میکرد میگفت من چقد گاوم

آناهیتا
آناهیتا

پسر دایی ام هم اموزشگاه نقشه کشی راه انداخته.باهاش صحبت کنم ببینم آبدارچی لازم نداره

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

امروز داشتم تو راه می رفتم که یه راست رفت تو ...حالا تو خیابونم هستم نمی تونم کاری کنم... فک کنم هنوز داره و می زنه...به تعدادی فرد جهت این موجود مشنگ احتیاج داریم...

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

یادش بخیر قبلا میرفتیم حداقل 2-3 نفری بودن الان دیگه هیچکدومهمه میان

parnian
parnian
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دوستان التماس دعا....