...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
بیعشق نشاط و طرب افزون نشود ...بیعشق وجود خوب و موزون نشود ...صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد ....بیجنبش عشق در مکنون نشود ...
سحـــر خاتـــون
زيبايي ها را چشم مي بيند و مهرباني ها را دل...چشم فراموش ميكند اما دل هرگـــــــــــز
...غزلواره ...
گر آتش دل نیست پس این دود چراست ...ور عود نسوخت بوی این عود چراست ...این بودن من عاشق و نابود چراست ...پروانه ز سوز شمع خشنود چراست ...
...غزلواره ...
خاطرات چوبهای خیسی هستند ...که با آتش زندگی نه می سوزند ...نه خاکستر میشوند ...
...غزلواره ...
هنگامیکه عشق و مهارت با هم به کار میروند ...میتوان انتظار یک شاهکار را داشت ...
...غزلواره ...
عمریست که جان بنده بیخویشتن است ...و انگشتنمای عالمی مرد و زن است ...برخاستن از جان و جهان مشکل نیست ...مشکل ز سر کوی تو برخاستن است ...
...غزلواره ...
عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت ...در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت ...چون در سرشان جایگه پند ندید ...پای همه بوسید و ره خویش گرفت ...
...غزلواره ...
زمین مدور است تا بدانی ...هر لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای ...درست در نقطه ی آغازی ...
...غزلواره ...
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست ...تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست ...اجزای وجود من همه دوست گرفت ...نامیست ز من بر من و باقی همه اوست ...
...غزلواره ...
پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا ...بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا ...تن خرقه و اندر آن دل من صوفی ...عالم همه خانقاه و شیخ او است مرا ...
...غزلواره ...
زندگی باور میخواهد آنهم از جنس امید .....که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد ... یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز ...
...غزلواره ...
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید ...همه را مست و خراب از می انگور کنید ...بر مزارم مگذارید بخواند واعظ ...پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ...
...غزلواره ...
کوچک باش و عاشق ...و بدان عشق تورا بزرگ خواهد کرد .
سحـــر خاتـــون
گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که ازمنزل پر مهر خدا آمده است... لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره ازدست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را بازکنیم..!