دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خدايا چه سخت است بي بهانه گريه کردن به ظاهر خنديدن وبه دروغ فرياد زدن که زندگي شيرين است.....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

گاه صدای خرد شدن خود را در زير آوارهای زمان می شنوم..... در زير اين آوار ها جان خواهم سپرد .....اما لبهايم را برای گفتن آهی باز نخواهم کرد سکوت، بلند ترين فرياد من است.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

كاش می شد در زندگی روزی را در كناری ايستاد و به گذر لحظات نگاه كرد بی آنكه تو را به جلو هل دهد و تو تماشاچی گذر زمان و حوادث از بيرون باشی.....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آه ای زندگی منم که هنوز..... با همه پوچی ز تو لبریزم ....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

پروردگارا! کدامين پل، در کجاي جهان شکسته است .....که هيچکس به خانه اش نمي رسد؟

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

انقدر در کشتی عشقت نشینم روزو شب ..... یا به ساحل می رسم یا غرق در یا می شوم.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بلور اشک به چشمم شکست وقت وداع .....که اولین غم من آخرین نگاه تو بود......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

عنایتی که دلم را همیشه خوش می داشت ..... اگر نهان نکنی لطف گاهگاه تو بود .....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دلم به مهر تو یکدم غم زمانه نداشت..... که این پرنده ی خوش نغمه در پناه تو بود........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

اگر به عشق تو دیوانگی گناه منست ..... ز من رمیدن و بیگانگی گناه تو بود ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

چه شامها که چراغم فروغ ماه تو بود .....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

امشب به قصه دل من گوش می کنی.... فردا چو قصه مر ا فراموش می کنی......دستم نمی رسد که در اغوش گیرمت .....ای ماه با که دست در اغوش می کنی....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بر تخته سیاه کلاسم نقش تورا فریاد می کشم ...ایستاده با خورشیدی بر دوش و شانه هایی در امتداد صبح ....اینگونه تخته سیاه کلاسم پنجره ای خواهد شد... رو به شهری که در خواب است.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، و خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»