...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
اعتماد عبثی بود تو را محرم دل دانستن ...و به چشمان فریب آلودت، دل بستن ...
...غزلواره ...
ولی افسوس که چون چشم گشودم دیدم که درین باغچه ننگ آلود و درین دام فریب تو همان خوب نجیب مثل خورشید عطشناک کویر ، از دل هر سنگ سیه تافته ای و به هر هرزه گیاهی که تو را خواسته با دست هوس، رشته ای بافته ای ...
...غزلواره ...
پس از این عاشق وار به شب و غربت هم دل بستیم ...گونه بر گونه هم سائیدیم و به خوابی شیرین با وسعت تنهایی دیرینه هم پیوستیم ...
...غزلواره ...
پیچکی بودی و با لغزش اندام ظریفت یک شب ...نرم در دامن من روئیدی ...شدم آن نیلوفر که تو با دست نوازش به تنم پیچیدی ...
...غزلواره ...
من به خود می گفتم که تو با من تنها و نوازشگر غم آلوده من می مانی ...ولی افسوس تو آن نیستی آن کوچک پاک ...که من از پاکی اندیشه خود پروردم و بزرگش کردم ...
...غزلواره ...
من تو را دایره روشن نور از مه آلود ترین نقطه شب میدیدم ...من تو را می خواندم و نمی دانستم ....که تو با ضجه هر رهگذری می خوانی ...
...غزلواره ...
و تمامیت ویران شدنت را با خشم و دریغ ...اشک میریختم و میدیدم من تورا در افقی تازه و دور ...مثل رویای شبانگاهیم، آمیخته با رنگ نگاهی مغرور ...
...غزلواره ...
کاش می شد گل چشمان تورا میچیدم ...این دو جادوی سیاه، این دو غزلواره ناب ...این شقایق ها را که شکوفاییش از خون من است .
...غزلواره ...
و در اوج لحظات ...لحظاتی که پر از جذبه تنهایی ماست ...خواب را مثل گل از چشم پر از شبنم من میچیند .
...غزلواره ...
در اتاقم که پر از سایه توست ...مثل عکس تو که عمریست نفس های تپش وار مرا میشنود ...می نشیند همه شب ساکت و مات... روبروی من و با خنده تلخ و نگاهی که در او میل شکستن جاریست ...سایه خسته و لرزان مرا می بیند .
...غزلواره ...
کاش میشد گل چشمان تو را میچیدم ...قاب میکردمش بر دیوار ...
...غزلواره ...
در بیکران دشت ... در نیمه های شب ... جز من که با خیال تو میگشتم ... جز من که در کنار تو ...میسوختم غریب ... تنها ستاره بود که میسوخت ... تنها نسیم بود که میگشت ...
...غزلواره ...
نه از فراز بام ...که از پای بوته ها ... میشد تورا در آینه ی هر ستاره دید ...
...غزلواره ...
شب ..آنچنان زلال ...که میشد ستاره چید .... دستم به هر ستاره که میخواست می رسید ...
...غزلواره ...
احساس می كنم در هر كنار و گوشه این شوره زار یاس ...چندین هزار جنگل شاداب ناگهان می روید از زمین ..