دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

☆*`پـــرنـد`*☆
☆*`پـــرنـد`*☆

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق٬.......یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

alla
alla

سالها قهوه ها را تلخ مي نوشم... چای را هم...!! من اینبار ثانیه های دور از او را می نوشم و نفس میکشم و این تلخ... فرق دارد... این تلخ جان فرساست !

...غزلواره ...
...غزلواره ...

روزی که عشق را قسمت می کردند ...پرواز را به تو دادند... قفس را به من!!!

...غزلواره ...
...غزلواره ...

روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود... خانه دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر...؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

نقش درخت خشک را بازی میکنم ... نمیدانم باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
memol
memol
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

هوای تو بس ناجوانمردانه ب سرم میزند. . .

☆*`پـــرنـد`*☆
93279811391846911721.jpg ☆*`پـــرنـد`*☆

تو ابرِ ما بودی......... اما جای دیگری باریدی..... --------------- رسول یونان

alla
alla

چه ناگهان خاموش ميشوند، ! چراغهاي كوچه ي عاشقانه زيستن !!

alla
alla

همه بر باد شد از عشق تو، ای سیل عظیم.... کشت ما، خرمن ما، کلبه ی ما، خانه ی ما !!

...غزلواره ...
...غزلواره ...

بهار هم بهارهای قدیم... که پائیز شده اند ...!!! مشتی شکوفه شعر ... که نگاه را تر می کند به عشق ...

alla
alla

غم نا امیدی من ، مگر آن نفس بدانی..... که برون روی ز باغی و گلی نچیده باشی !

alla
alla

با چشمانت حرف دارم ... می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم... از بهار، از بغض های نبودنت، از نامه های چشمانم... که همیشه بی جواب ماند !

alla
alla

بسیارند بهانه های دوری... !! بهانه اي براي ماندن پيدا كن... دست آویز کوچکی... در کنار من بمان !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

من برای رسیدن به آرامش ...تنها به تکرار اسم تو ... بسنده خواهم کرد...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

زمان راحـت جـلـو می‌ره... می‌خوام چـیـزی بگـم اما... گـلــومُ بـغــض می‌گـیـره...