...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری در آغوشم جاي بگیری... که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند؟؟؟ و من ...به اندازه ی تمام روزهای کم بودنت، تو را ببویم و در این زمان متوقف...، سالها در آغوشت زندگی کنم......... بی ترس فردا ها !!
...غزلواره ...
باز هم شب شد و من دور از تو ... از تمام رویا ها دلگیرم ...
❤ ●•• ☂ ••● ❤
حرف آخر، خدایا تنهام نذار، تو روزگار دل سنگی ها، میترسم از همه ی آدمها، منو ببخش بهم صبر بده تا تحمل کنم، بهم یاد بده که دیگه خطا نکنم، بهم یاد بده که دلمو برای هر گل پژمرده ای گلدون نکنم
alla
حالا كه آمدهاي ...، هي دست و دلم را نلرزان ... و هي دلواپسم نكن ... اگر نميماني ...، بيابانهاي بيباران ...، منتظرم هستند !
❤ ●•• ☂ ••● ❤
در لحظه های با تو بودن، لحظه های بی تو بودن را نفرین میکنم و در لحظه های بی تو بودن، لحظه های با تو بودن را آرزو میکنم! من کجای لحظه هاتم؟ تو که اوج لحظه هامی
alla
روزگـارم ... دلـتـنـگـی ام ... گـاهـی بـه خـدا الـتـمـاس مـیـکـنـم ... خـوابـت را بـبـیـنـم ... مـیـفـهـمـی ؟!!
...غزلواره ...
بیا تا گناه کنیم ... عشق را ...
alla
صَنــدلـی ، جـــاده ،آفتـــابــ ، بــــارانــ ، بـَــرفــ ، امــــــا تـــو، ... نــَــه از جــــاده مــی آیــی، نــَـه از قَلـــبــ ِ مـَــن مـــی رویــ . !
...غزلواره ...
حول حالنا خواندم ... آغوشت را ...
...غزلواره ...
همیشه آبروی دلم را خریده اند ...این سه نقطه ها...
alla
این که باید.... فراموش ات می کردم را هم.... فراموش کردم ! تو... تکراری ترین حضور روزگار منی... و من عجیب... به آغوش تو.... از آن سوی فاصله ها... خو گرفته ام !!
alla
شبیه مردی شده ام ...، که پشت دود سیگارش ...، با خود می گوید ...: باید ترک کنم ...؛ سیگار را ...، خانه را ...، زندگی را ...، و باز پُـکی دیگر می زند !!
...غزلواره ...
صـدای شکستن... چیزی نیست فقط تکه های باقـی مـانده وجـود تهـی من است که هـربار خـرد و خـردتر می شود ...تو نگـران نبـاش... همه چیـز عـالـی ست ...چه کسی می گـوید تـو دوری ؟ تو جـاری هستی در تمـام دقایـق من ... در نـوشته هـایم ، در نفـس هـایم ...