دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

alla
alla

خستـــــه ام....باور کـــن!! از ایـن سوال بـــی جَـوابی کــ هَر لَحـظه از خـودم میپـرسَمـ..............یـعنی الـان کـجاسـ ـ ـت؟؟؟

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

حـــ ــالا کــــه قــرار اســتــ ازتـــو عــ ــبور کـــ ـــنم بــگـ ــذار کــفــ ــش هـــ ـــایم را دربــیـــ ــاورم تـــ ــوهــنوزهــ ـم بـــرایــ ـم مقــ ـــدســ ــی

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

اگر بیـــایی این خـــون ِ دل ،خــوردنـــها را تـــلافی نمیـــکنم آنقـــــدر عاشــــقت میکنـــــم که دیــگر نتــــوانـــی هــــرگــز بــــروی…

alla
alla

چیزی نگو آنچه امروز آزارت می‌دهد روزی دلتنگت می‌کند !!

alla
alla

در وجـــود هــــر مــــرد پسربچه‌ ی چهارساله‌ ی ببین ... که از تو فقط مهربانی و توجه می‌خواهد. در آغوشش گیر، نوازشش کن... خیالش را راحت کن که هستی، جایی نمی‌روی، طوری رفتار کن که اطمینان حاصل کند مردهای دیگر برایت مهم نیستند، وقتی با نگرانی مسیر نگاهت را دنبال می‌کند برگرد و به لبخندی مهمانش کن و بگو، به زبان بیاور: من فقط تو را می‌بینم ! در این میان مردی متولد خواهد شد ... مردی برای فصل زن بودن !!!

alla
alla

بی تو آرومم ، ولی دلتنگ بیا گاهی ... به رویا هم شده ، برگرد!

alla
alla

از لابه‌لای فصل‌های نمایش بیرونم بکش! برفی بر پیراهنم نشانده‌اند که آب نمی‌شود، از کلماتی مثل خورشید هم استفاده کردم نشد! و این آدم برفیِ درون که هِی اسکلت صدایش می‌کنند عمق زمستان است در من!!

alla
alla

روزی که بيايي... چنان در آغوشم می گیرمت، آنقدر می بوسمت آنقدر رهایت نمی کنم که همه را هها بر رفتنمان بسته شود ! که سکوت کنیم از عشق بر تمامِ لحظه هایِ تنهایی که بر ما گذشت و آنقدر ادامه دار می مانیم در آغوشِ هم که دیگـــــــــــــــــر حتـــــــــــــــا به یاد نیاوریم این روزهـــــــــــــــــــا چه بر سرِ دلِ تنهایِ من و تـــــــــو گذشت !!

alla
alla

باران ببار دلم غمگین است ، اشک بریز دلم سنگین است،ابر ببار آسمان دلگیر است، ماه بتاب دل من تاریک است !

alla
alla

حالا که رفته ای....... هیچ راهی....... مرا به جایی نمی برد...... در حافظه ام می چرخم..... همه کلیدهارا گم کرده ام.......!!

alla
alla

در غیاب ِ تو..... همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !...... همه ی ِ پنجره ها بسته است !

محـــمد
محـــمد

وقتی یه به خاطر یه پسر ، یعنی واقعن ، اما . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Saman..!
Saman..!

می خواهم بنویسم اما چه چیز را ، نمی دانم ! شاید از تنهایی هایم... از غربت از بی قراری و بی وفایی ها.... نوشتن آسودگی روح من است می خواهم آنچه را که در درونم است صادقانه بیان کنم ! نمی دانم چرا واژه ها فراموشم می شود شاید دلم می داند که هر کس نمی تواند رازدارش باشد! می دانم این کلبه کوچک همچون سنگ صبور سنگینی حرفهایم را تحمل میکند و درد دلم را تسکین می بخشد ...

alla
alla

به که گویم غم خویش... به سکوت شب سرد ، به گل پرپر یاس ، ای سراپا همه ناز ...دوریت را چه کنم ؟

alla
alla

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم... گر چه میدانم كه عمری در غریبی زیستم... رو بروی آینه شب تا سحر غم میخورم... تا بفهمم عاقبت در جستجوی كیستم !!