دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دلم اگر به دست ِ تو به نیزه ای نشان شود ..........برای زخم نیزه ات سینه سپر نمی شود ................

alla
alla

آغوش باز ميكنم.......شب تنهائيم..سحر ميخواهد.........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

قصه امواج دریا را ز دریا دیده پرس .........هر دلی آگه ز طوفان دل من نیست ،نیست .................

alla
alla

ایستادگی مي کنم تا روشن بمانم...........شمع های افتاده خاموش میشوند.........

alla
alla

تنهایی و سکوت اینروزهای_ من شاید تلخ ، شاید دلهره آور باشد از نگاه تو ، اما برای من حکم پیله ایست که پایانش ، آغاز پروانگیست . . .

alla
alla

شمع را شور دگر ،بر سرو ..مشغول خود است .....او چه داند .......که به پروانه ،چه ها میگذرد؟...

alla
alla

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است * * * گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است * * *

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

شمع می خواست نسوزد کسی از آتش ِ او ........لیک پروانه ی دیوانه اگر بـُگذارد....................

alla
alla

چشمان تو ديوان شعري است كه.....ديوانه ام ميكند...

alla
alla

دل تمنا ميکند تا من بسازم خانه اي / عاشقان کي خانه دارند دل مگر ديوانه اي !؟

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

نام تــــــــــــو را می نویسم با مَـــــــــدی بلند و اضافه می كنم : ضرورت دارد با مَـــد بخوانند ......... می خواهم جهان نفس كم بیاورد در بردن نــــامــت ...........

alla
alla

سر خود را مزن اينگونه به سنگ، دلِ ديوانه‌ي تنها، دل تنگ!!

alla
alla

شايد كه نشناسي مرا ... شايد نداني كيستم...آري همان ديوانه ام ... با خنده..... ميگريستم.....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

هیچ خوابی آنقدر عمیق نیست که من، صدایت را در آن نشنوم........ حالا دوباره شب های سفید متعلق به من هستند .......بی‌خوابی....... بی‌خوابی شجاعانه‌ای تا سپیده دم............

alla
alla

میخواهــــــم مــوهایتـــــ را پریشـــاטּ كنـــم و روانـــــم را آســـــوده...........