دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

همون بچگیمم نصف شبی پا میشدم بستنی میخواستم....الانم این وقت شب دلم شله زرد خواسته

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بعد از چایی میرم کمی توی تنهاییم قدم بزنم ..هوای خوبیه بیرون....دیروز حال خوبی داد بهم...امروزم یه روزه.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

از تظاهر به به عاشق خدا بودن کسانی که خدا رو دوست ندارم خوشم میاد...چون میدونم دست اخر همین تظاهره کار دستشن میده ...دل میبندن به همین خداشون سر همین فیلم بازی کردن...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه کسی هم میگفت...یه مدتی هم تو مسیر دانشگاه تا خوابگاهمون یه اقایی البته موجه نما شایدم موجه کسی چه داند بهم گیر میداد که صحبت کنه یا به قول خودش حرفشو بزنه ..میگه نه اجازشو میدادم بهش ونه توجهی به حرفاش...اخرش یه روز خیلی اصرار کرد و گفت اینهمه رد شدید و نشنیدید, امروز چند دقیقه بایستید و بشنوید ...میگه اخرشم راضی شدم که چند دقیقه حرفشو بزنه و بره ...بعد اینکه حرفشو زد جواب دادم ..خیر...اصرار کرد چرا ...میگه جواب دادم من یه دختر شهرستانی ام اقا عقاید و افکارمم به درد شما نمیخوره میگه اینو گفتم که از سرم بازش کنم فقط...اما دلایل ساختگی و غیر واقعیl م رو قبول نکرد, ..گفته بود مگه چی میشه چند روز وقت بگذارید یه مدت صحبت کنیم اگر نشد خب کات ...میگه جواب دادم وقت بگذارم به غیر راهش؟گفته بود چه غیری؟میگه جواب دادم همینکه اون میبینه ...میگه منظورمو نفهمید گفت اینجا تهرانه بزرگه مثل شهرستان نیست نگران نباشید کسی نمیبینه...میگفت جواب دادم برای اون شهرستان و تهران و کشور و قاره و جهان نداره اون همه هستی رو میبینه ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خیلی کم میشه که همه داشبوردم رو بخونم.....امروز از اون روزاست و چقدر پست های قشنگی چشمام میبینه برای خوندن.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مامان بزرگ خدا بیامرزم...صورت گرد و خیلی سفیدش ...عینک فرم سیاهش....لبخندای همیشگیش....با اون لحن و لهجه ی جنوبیش....صورتش صورت مهربونترین زنی بود که دیدم...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

غرور ادما و اعتماد به نفسشون قابل احترام و ستایش شدنیه ...البته تا اونجایی که توهم زایی نکنه.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

نمیدونم چه سرماییه که دارم حس میکنم...خیلی سردم شده....به شکلی که دستام گاهی به گاهی میلرزن.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

وبلاگی که چند وقت پیش ساختم و دارمش که جز خودم کسی نمیخوندش...کسانی هم که میخوننش اشنای من و روزگار حتی مجازیم نیستن....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

برنامه نود امشب ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بعد قدم زدن و هوا رو خوردن ...اونم تو این وقتی و فصلی که قدم به قدمت میره به قدمای پاییز

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه بنده خدای تحصیلکرده ای رو هم میشناسم که فوق لیسانس هوا فضا دارن لیک یه دفتر ترجمه توی میدان انقلاب,بقیه ادرسمشم نمیگم ...در واقع شغلشون هیچ ربطی به کارشون نداشت.....اون روز وقتی انتقاد میکردن از سیستم اموزشی گفتم خب چرا ادامه دادید ...جواب داد خب علاقه داشتم...گفتم خب صرف علاقه نمیتونه معیار انتخاب باشه و ترتیب گزینه ها ...گفت این رو برای فهمیدنش زمانمو دادم...و نتیجش همینه...اون وقت ادامه داد ولی خدامو شاکرم..راضی ام.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

ویندوزم...نمیدونم چرا هر بار ویندوز میذارم لب تابم یک ماه تموم میشه غیر فعال میشه....نمیدونم چشه...