فردایی دیگر
امشب از اون شبای خوبیه که میشه زود خوابید...زودم پاشد.
فردایی دیگر
خدایا هر چه زودتر بساط انتخابات جمع بشه ..داره روح و روانمو میخوره ...خط های باطلی که حق نشون داده میشن ...کارای از پیش برنامه ریزی شده ای که نخ نماشده برنامه هاش...و باید خودتو ناچار به نفهمی بزنی...ادم نباشه که این حسو تحمل کنه بهتره تا باشه حماقتشو عیان کنه...بازی میدن ..و بازی کنم باید..درد داره خیلی درد داره...توی دو روز چهار ساعت خوابیدم..هم باید درسا رو بخونیو امتحان ..هم فکر تحقیق و مقاله باشی..هم این مسائل دردناک نه جگر سوز رو...ای شیر پیر و در چشم تندباد حوادث..ایران, کاش انقدر دوستت نداشتم.
فردایی دیگر
میگه متروی تجریش ..ایستگاه قلهک........... برم دیگه ..بسه نوشتنای بی تاثیر...کارای عبث....فقط من نه ها ..خیلیامون...در پناه خدای بی پناه .یاعلی.
فردایی دیگر
فقط دل نگرون نگرانیای مادرمم...روزی یه بار زنگ بزنه بگه خواهش میکنم این دوسالو بی سر و صدا تموم کن ..اگر میشه اروم بگیر...منم خودم به خودم میگم ولی بعدش یاد اون حرف مجنون میافتم که جواب نصیحت پدرش گفت ..سنگ از دل تنگ من بکاهد/دلتنگی خویشتن که خواهد؟
فردایی دیگر
فوقش سر عقیدم جونمم از دست بدم ...دلم میخواد به باور این جمله برسم...شجاعتی از جنس نایِ زینب...ولی هنوز ترس از بیان حقیقت ..وایسادن پای حقیقت ب,بندبند وجودم من و همگنانمو گرفته ...همین.
فردایی دیگر
ای دل پر اشتباه....لطف کن نپذیر نپذیر _________اینو سالهاست ازت میخوام ولی تو هنوزم به نرمه بادی نازکِ یک حریر میشی..باور کن همه اونجوری که نشون میدن نیستن دلم..نیستن...اینو چشمات همیشه تکرارشو دیدن و تو....اما اینم بگم هر چقدر درد داشت زجر داشت این خصلتت ..من همیشه دوست داشتم برای همین نازکیت...
فردایی دیگر
ترس که باشد پس سخن کوتاه باید والسلام .شبتون اروم مردم های بیرون .یاعلی
فردایی دیگر
حالا چه شد ؟کسی از این مردم خاطره اش نیست.اماما مگر نه مردم همه ی خاطر تو بود؟...
فردایی دیگر
مگر این مردم چه میگفت؟مگر این مردم چه میخواست؟
فردایی دیگر
میزان رای ملت است,,,فقط همینم ارزوست.
فردایی دیگر
دلم لک زده بود برای اینجوری عصبانی شدن ..اونقدری که حتی خوندن شعرهم نتونه کمک کنه بهم.
فردایی دیگر
انتقاد پذیر هستم ولی وقتی کسی بی جا انتقاد میکنه و نابجا ..تازه درست تو همون نقطه ای که خودش ضعف داره ...هر چقدر میخوام سکوت کنم این سکوت بعدا عصبانی ترم میکنه.
اصل کاریو تمومش کردم....بقیه رو با برنامه ریزی بدون شب زنده داری میشه روبه راه کرد.
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل