دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

یادمه قدیم تر ها دو تا وضعیت داشتیم..یکی سفید یکی قرمز...الان یکی دیگه اضافه شد...وضعیت خنده دار ... رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

ادرس یه سایت رو میخوام که پخش انلاین قرائت مجلسی قران داشته باشه...کسی میدونه ...؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

@elysiume حدا اقل بیا بگو من خوبم همه چی امن و امانه...نمیگی ادم نگرانت میشه اخه

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

ما برویم به ادامه ماجرای کتاب و کارل مارکس.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

من صبی حلوای زعفرونی خوردم صبحانه..

امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

خلافی ماشین بابا رو گرفتم...دوبار تو حکیم دوربین ثبتم کرده...70هزارتومن ...رهگذر

فردایی دیگر
فردایی دیگر

از بس راه رفتم امروز سر گیجه گرفتم الان

امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

یه روز سرد و بارونی رو فرض کنین... تو کفشهاتون آب رفته...حس یه گربه که خیس شده...رهگذر

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بعد من نمیدونم فردا کتونی صورتیمو بپوشم یا سفیده رو....البته باید قبلش کنار بیام که مانتو سفیدمو بپوشم یا اون ارغوانیه رو ...کلی ذوق دارم برای فردا عصر...من از اول هفته ذوقشو داشتما بین این دو تا رنگ هم دو دل .

فردایی دیگر
فردایی دیگر

برای فردا عصر که میخوام برم زیارت چادرمو هنوز اماده نکردم...... همونی که هدیه گرفتمش از یه عزیز...خیلی بهش احتیاج داشتم...دارم...به حس قشنگ و سفید زیارت.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

میگفت چطور میشه محمدی باشی و سید؟میگه گفتم من که گفتم ادعا نکردم چرا حرف میذارید زبون ادم؟باز دوباره میگفت ..نخیر تو کتم نمیره سیدا محمدی نداشتن...میگه بازم دلیل محکم اوردم که بابا بین محمدیا هم سید هست به این نشون به اون نسب به این شجره...ولی بازم گفتم اقا ما که گفتیم همچین ادعایی نکردیم ...قانع میشد ولی باز سر کلاس بحثای حواشی کلاسش همین میشد...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

روز خوبی نبوده برام امروز اون از صبح و ظهرش اینم از الان.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

هیچ نگاهی به چشمای ادم مثل نگاه خانوادت نمیشه....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

تو این فرهنگ انگار برای ارامش داشتن باید فقط و فقط مرد باشی..